آیا باید والدین خود را بخاطر ناکامی های خود مقصر بدانیم؟
ساعت ۳:۳۱ ‎ق.ظ روز ۳٠ خرداد ۱۳۸۸   کلمات کلیدی: خانواده

پاسخ به این پرسش می تواند سریع و روشن آغاز گردد اما درک آن ممکن است یک عمر طول بکشد.

پاسخ سریع:

تا زمانیکه مجبور نشده اید والدینتان را مقصر ندانید. اما آنها و خودتان را مسئول بدانید.

یک مثال: نابغه نادان

تصور کنید بهره هوشی بالایی دارید اما باور شما این است که انسان خنگی هستید. بیاد می آورید که پدرتان در زمان کودکی شما را مرتباً خنگ خطاب میکرد. آیا باید وی را بدلیل ایجاد این مسئله مقصر بدانید؟

مقصر دانستن او به شما کمک میکند که احساس بهتری پیدا کنید ( چون خشم خود را آزاد میکنید). اما این چیزی را اصلاح نخواهد نمود.

صرفه نظر از اینکه پدرتان را مقصر میدانید یا خیر، تا زمانیکه وی را مسئول رفتارش با شما و نیز خود را مسئول باور نمودن او در تمام آن سالها ندانید درون شما هیچ تغییری بوجود نخواهد آمد.

در نهایت روزی برای شما روشن خواهد شد که او اشتباه می کرده است.

آن روزی خواهد بود که واقعا دستخوش تغییر میشوید.

بالاخره آماده تغییر خواهید شد چرا که این دو مسئله را درباره مسئولیت درک کرده و پذیرفته اید: اینکه پدر شما مسئول خطاهایش است و شما ( نه او ) مسئول ترمیم خسارتی که وی ایجاد نموده.

اما در دنیای واقعی...

متاسفانه اغلب ما پیش از آنکه بتوانیم تغییر کنیم نیازمند گذر از یک سری مقصر دانستنها هستیم.

و با ابراز تاسف بیشتر، بسیاری از مردم تا زمانیکه میزان قابل توجهی از ترحم؛ عشق، مهربانی و حمایت از جانب دیگران را تجربه نکرده باشند نمی توانند حتی به مرحله مقصر دانستن برسند.

در این باره چه میتوان کرد؟

این سوالات را از خودتان بپرسید:

1-     آیا معمولاً خودم را دوست می دارم و به خوبی از خود مراقبت میکنیم؟

اگر پاسخ مثبت است، تبریک! ( به سراغ سوال بعدی بروید...)

اگر پاسخ منفی است، در زندگی مقدار کافی عشق دریافت نکرده اید و این احتمالاً از کودکی و با والدینی که از لحاظ مکانی و احساسی از شما دور بوده اند آغاز گردیده است. ممکن است حتی بخاطر این مسئله خشم زیادی نسبت به والدین نداشته باشید زیرا بسیار عادت کرده بودید که باور کنید بی ارزشید و اینکه مشکل خود شما هستید.

راه حل:


همه انر‍ژی خود را برای یافتن و جذب عشق،حمایت، ترحم، احترام و مهربانی مورد نیاز خود بکار ببندید. همه اینها را از افراد مختلف بگیرید. ( نه فقط از همسر، درمانگر و یک شخص بخصوص.)

نتیجه مورد انتظار:

وقتی عشق کافی دریافت کردید در نهایت آماده عشق ورزیدن به خود میشوید. سپس احتمالاً نسبت به والدین خود احساس خشم نموده و آماده سوال دوم میگردید.

2-     آیا مقصر دانستن والدین احساس خوبی میدهید؟

به یاد داشته باشید: اگر مقصر دانستن آنها احساس خوبی دهد، اما شما بعد از آن احساس گناه کنید، باز هم پاسخ مثبت است.

اگر پاسخ منفی است، تبریک! ( به سراغ سوال بعدی  بروید...)


راه حل:

به خود اجازه بدهید بطور حقیقی وارد خشم خود نسبت به والدینتان گردید! جلو رفته و هرچقدر میخواهید آنها را سرزنش کنید! حتی اگر میتوانید اندکی " کج خلقی " بخرج دهید. اطمینان یابید آنچه که قرار است انجام دهید به شما یا هیچ کس دیگری  صدمه فیزیکی نمیرساند. ( اغلب مردم این کار را به تنهایی در خانه یا اتومبیلشان انجام میدهند. برخی نیز با یک دوست و یا در درمانگاه. ) لازم نیست حتماً با والدین حقیقی خود روبرو شوید، اما اگر واقعاً نیاز دارید، اشکالی ندارد.

هدف شما باید تخلیه کامل عصبانیت در حداقل زمان باشد.


نتیجه مورد انتظار:

در نهایت ( بعد از هفته ها و معمولاً ماه ها ) متوجه میشوید که عصبانیت شما فروکش کرده است. سپس آماده تغییرات حقیقی در زندگی خود شده و به سراغ سوال آخر خواهید رفت.

3-     آیا دیگر والدین خود را مقصر نمیدانم؟ آیا می دانم که آنها مسئول خطاهای گذشته خود بوده و می پذیرم که من مسئول جبران اشتباهات آنها هستم؟

اگر پاسخ به هر کدام از این بخشها منفی است، به سوال اول یا دوم برگردید.

اگر پاسخ به همه موارد مثبت است، تکیه داده، نفسی عمیق کشیده و لیستی از تغییرات حقیقی که مایلید و می توانید در زندگی دوران بلوغ خود بوجود آورید را ایجاد کند.

اگر اکنون اعمال این تغییرات واقعی آسان است، در بهترین شرایط قرار دارید!

اگر اعمال این تغییرات بسیار مشکل است، در یکی از سوالات فوق به خود دروغ گفته اید!

( متاسفیم... )