محمد حسین آسوده
تماس با من
پروفایل من
آرشیو وبلاگ
      مشاوره ازدواج - مشاوره خانواده - مشاوره تحصیلی - مشاوره زناشویی (مشاوره ازدواج و خانواده)
دانلود رایگان کتاب هفت قانون طلایی برای ازدواج نویسنده: محمد حسین آسوده - ۱٥ تیر ۱۳٩۳

دانلود رایگان کتاب هفت قانون طلایی برای ازدواج


The Seven Principles for Making Marriage Work

A Practical Guide from the Country's Foremost Relationship Expert

 

 

نویسنده: جان گاتمن و نان سیلور 
ناشر:         Harmony; 1 edition               
ناشر اصلی:
قطع: شومیز
تعداد صفحات: 277 صفحه
زبان: انگلیسی

سال انتشار: 2000
ویرایش: اول
شابک: 
978-0609805794

توجه:

مسئولیت سوء استفاده از  تمامی فایلها و یا تصاویر ، آدرس این وبلاگ و یا رایانامه این وبلاگ و ... که از طریق سایت ها و وبلاگ های دیگر به سایر کاربران یا وبلاگهای دیگر فرستاده یا رد و بدل میشوند بر عهده نویسنده این وبلاگ  نمیباشد و این وبلاگ  در قبال این گونه مسایل هیچ تعهدی در زمینه سوء استفاده از مطالب و محتوی و یا عنوان وبلاگ ندارد. ما به شما پیشنهاد میکنیم حتما پس از دریافت خبر، نظر و پیشنهاد از طریق این وبلاگ، از صحت آنها اطمینان کسب نمایید.

 

خواهشمند است ما را از ارائه نظرات گرانبارتان محروم نفرمایید.

برای دانلود بر روی لینک زیر کلیک کنید

 

استفاده از مطالب و محتوا وبلاگ با حفظ حقوق مولف و درج آدرس وبلاگ بلامانع است.

 

لینک دانلود


کلمه عبور برای دانلود http://www.397.blogsky.com
  نظرات ()
نظر دکتر السون درباره مقاله فاکتورهای ازدواج موفق از دیدگاه زوجین خوشبخت ایرانی نویسنده: محمد حسین آسوده - ۱٩ آذر ۱۳٩٠

سلام خدمت دوستان

با توجه به اینکه مقاله ما در مجله سیستماتیک درمانی چاپ شد و در نوع خود و همچنین روش تحقیق بی نظیر بود از طرف افراد و اساتید دانشگاه های مختلف کامنت های زیادی دریافت کردم من فقط ایمیل دکتر السون برای مقاله خودم را برای نمونه می گذارم امیدوارم این کار تحقیقی من مورد استفاده تمام علاقه مندان در زمینه خانواده و زوج درماانی مفید و موثر باشد

 

Dear Mohammad and Manijeh: 
Congratulations on getting your research published! It is a very well done
study of Iranian married couples using both our ENRICH scales and interviews.
The published article is very informative and I feel it is a significant contribution
 to the field. Also, we will post the article on our website (www.prepare-enrich.
com) under "Research" and then "Ethnic and Cultural Studies".
Again, thanks for your valuable contribution.
 Best wishes,
David David H. Olson, Ph.D.
CEO, Life Innovations, Inc.
 www.prepare-enrich.com 800.331.1661

برای دریافت این مقاله می توانید به سایت دکتر السون مراجعه و رایگان دانلود کنید

  نظرات ()
هفتادو سومین همایش جهانی خانواده و تغییرات اقتصادی نویسنده: محمد حسین آسوده - ٤ آذر ۱۳٩٠

این هم یکی دیگه از مقالات جدید من که در 73 هفتادو سومین همایش جهانی خانواده و تغییرات اقتصادی( NCFR)  در فلوریدای آمریکا مورخه 25 تا 28 آبان ماه برابر با 16 تا 19 نوامبربه صورت سخنرانیپذیرفته شده است

امیدوارم مورد استفاده علاقه مندان قرار بگیرد

 

Abstracts

Self-described Happy Couples and Factors of Successful Marriage in Iran

Presented by: Iman Dadras, Manijeh Daneshpour, Mohamad Asoodeh

 

In order to identify the qualities of successful marriage in Iranian culture, this study asked happy couples who scored high in Four ENRICH Couple Scales (ECS) to share their marital experiences. This multipart research focused on the perceptions of those married for more than 10 years. This presentation will focus on themes that emerged with respect to couple's marital success and how these themes are related to theories explaining marital satisfaction. It will also compare factors of marital success in Eastern versus Western cultural context. Cross cultural and clinical implications in working with couples and families will be discussed.

 

 

لینک مشاهده مستقیم سایر مقالات

  نظرات ()
دانلود رایگان هفت قانون برای ازدواج نویسنده: محمد حسین آسوده - ۱٦ آبان ۱۳٩٠

انلود رایگان هفت قانون برای ازدواج نوشته محقق و روانشناس مشهور و برجسته ایالت متحده امریکا به نام جان گاتمندارای ۲۷۷ صفحه می باشد این کتاب برای خانواده درمانگران، زوجین و کسانی که می خواهند یک ازدواج سالمی داشته باشند پیشنهاد می شود

 

برای دانلود بر روی لینک زیر کلیک کنید

 

لینک دانلود



رمز تمامی کتابها برای دانلود http://www.397.blogsky.com می باشد
  نظرات ()
متعهد کردن مردان برای ازدواج نویسنده: محمد حسین آسوده - ٧ آبان ۱۳۸٩

چند وقتی است که با مردی آشنا هستید که دوستتان دارد، چه این را ابراز بکند چه نه. دوستی با شما را دوست دارد و از با شما بودن لذت می برد. اما با همه این حرفها هنوز خود را به طور کامل به شما متعهد نکرده است. هنوز برنامه آخر هفته هایش را با شما نمی گذارد و به دوستانش هم معرفیتان نکرده است. با اینکه خیلی وقت است که همدیگر را می شناسید و با هم در یک ارتباط سالم بوده اید، هنوز از شما نخواسته است با او ازدواج کنید. اگر اینطور است، او هم مثل میلیون ها مرد دیگر است که خودشان و زنی که خیلی دوست دارند و می توانند زندگی با او بسازند که هر دو شاد و راضی باشند را گول می زنند. احتمالاً این آقا از متعهد شدن می ترسد. اما آیا شما می توانید کاری کنید که همه آن شادی و خوشبختی از آنِ هر دوی شما شود؟ پاسخ مثبت است و راه حل های آن بسیار ساده هستند. اصلاحاتی خیلی کوچک و ساده که هیچ هزینه ای برایتان در بر نخواهد داشت و در آخر آن تعهدی را که همیشه از او می خواستید را برایتان به ارمغان خواهد آورد.

در زیر به 10 نکته برای متعهد کردن مردان اشاره می کنیم:

1. با گوش دادن بدون نصیحت کردن و انتقاد کردن اجازه دهید به شما اعتماد کند.

او باید بفهمد که می تواند همه چیز را با شما درمیان بگذارد. و هرچه بیشتر به شما بگوید، تعهدش به شما بیشتر خواهد شد و بعنوان مثال، فرض کنید به شما می گوید که خیلی احساس بدی دارد که نتوانسته در دانشگاه مدرک بگیرد. شما باید فقط گوش دهید و بعد به او بفهمانید که به همان اندازه ای که اگر از دانشگاه تهران دکترا می گرفت دوستش دارید. اگر به شما گفت که نگران از دست دادن شغلش است، فقط گوش دهید و به او بفهمانید که حتی اگر کارش را هم از دست دهد باز همین قدر دوستش دارید. وقتی برای نصیحت کردن بعدها پیش خواهد آمد، وقتی که خودش دنبال نصیحت و راهنمایی باشد. اما در آن لحظه مطمئناً به تنها چیزی که نیاز ندارد این است که کسی نصیحتش کند. او فقط به شما نیاز دارد.

2. با نشان دادن اینکه او را فقط به خاطر خودش دوست دارید باعث شوید که مردتان احساس خاص بودن کند.

در ابتدای رابطه سعی نکنید اصول الدین از او بپرسید. از سوالاتی مثل، "چقدر درآمد داری؟"، "آیا دانشگاه رفته ای؟"، "کی و کجا ازدواج کردی؟"،  "چرا جدا شدی؟"، "کار پدر و مادرت چیست؟" و ... خودداری کنید. این سوالات نشان می دهد که شما قصد ارزیابی او را دارید تا ببینید فرد مناسبی برای ازدواج هست یا نه. یادتان باشد، حتی اگر بعداً بفهمید که یک میلیاردر است، لازم است که حس کند او را به خاطر خودش می خواهید.

درعوض از او درمورد احساسش نسبت به مسائل مختلف و علایقش سوال کنید. اگر به شما گفت که اخیراً یک پاداش خیلی عالی دریافت کرده، از او نپرسید آن پاداش چقدر بوده است. درمورد هیجان انگیز بودن آن تجربه با او حرف بزنید. باید از آن تجربه در کنار او لذت ببرید. بعد از مدتی همه چیز را به شما خواهد گفت مگر اینکه خیلی آدم مرموزی باشد که این خود یک علامت بسیار منفی است. باید طوری رفتار کنید که بفهمد که برای او فارغ از هر طبقه ای که در آن باشد ارزش قائل هستید.

3. سعی کنید طبیعی رفتار کنید. خودتان باشید و علایقتان را پنهان نکنید.

اگر طرفتان می گوید به موسیقی رپ علاقه دارد و اسم خواننده هایی را که هیچوقت نشنیده بودید به زبان آورد، به هیچ وجه تظاهر نکنید که آنها را می شناسید و دوستشان دارید. خیلی راحت بگویید که هیچ چیز از آن سبک موسیقی نمی دانید.

اگر همیشه طرفدار اپرا بوده اید، بگویید. اگر موقع تماشای یک فیلم در کنار او گریه تان گرفت، هیچ اشکالی ندارد گریه کنید. اگر خواستید بخندید، بخندید. وقتی شما خودتان باشید او هم تشویق می شود که در حضور شما خودش باشد و تظاهر نکند. او آدم خاصی است و شما هم همینطور اما به طرق مختلف. هیچوقت برای گفتن یک دروغ خودتان را تحت فشار قرار ندهید.

4. این احساس را به او بدهید که می تواند آزادیش را حفظ کند—حداقل تا میزانی منطقی.

بااینکه شما به عنوان یک زن به رابطه جدید طوری فکر می کنید که قرار است زندگیتان را تغییر دهد، مرد شما فقط به حفظ وضعیت قبل خود فکر می کند. شما به خریدن یک خانه جدید، بچه دار شدن، عوض کردن کارتان، رفتن به مسافرت و امثال اینها فکر می کنید درحالیکه او مصر است که برنامه های قبلی خود را حفظ کند و تا حدامکان در آن تغییری ایجاد نکند. برای او ثبات به معنای امنیت است. اگر سعی کنید زندگی او را به سرعت تغییر دهید، احساس خواهد کرد که مردانگی اش هم خواهد رفت و احساس تهدید خواهد کرد. باید به او نشان دهید که نمی خواهید همه چیز را از او بگیرید. بعنوان مثال، حتماً بگذارید وقتی را با دوستان خودش بگذراند. وقتی مردها بدون حضور خانم ها کنار هم باشند خیلی پیش می آید که یکی بپرسد "چطور تونستی امشب جیم بزنی؟" و همه مردها برای آن مردی که هیچوقت نمی تواند از دست زنش به دورهمی های مردانه بیاید احساس تاسف می کنند. این را یادتان باشد مردها فقط با بودن با زنی که دوستش دارند نیست که احساس مردانگی می کنند، بلکه با بودن کنار دوستان و رفقای هم جنس خودشان هم همین احساس را دارند. شما باید او را مطمئن کنید که او هنوز هم می تواند وقتی را با دوستانش بگذراند.

5. اجازه ندهید زیاد برایتان خرج کند یا به زحمت بیفتد (حتی اگر خودش بخواهد).

اگر اجازه بدهید اینکار را بکند، یک روز صبح از خواب بیدار می شود و از خودش می پرسد، "من دارم با خودم چه کار می کنم؟" شاید در ابتدای رابطه بخواهد با کمک کردن به درست کردن اوضاع در خانه تان، تعمیر کردن چیزهای خراب، مردانگی اش را به شما نشان دهد و شما هم احساس خواهید کرد که کسی هست که مراقبتان است اما اجازه ندهید خیلی پیش برود. اگر می توانید برای انجام کاری از کسی دیگر یا متخصصش کمک بگیرید، اجازه ندهید که او این زحمت را تقبل کند. نباید حس کند که بودن با شما خیلی برایش هزینه دارد. از او نخواهید به رستوران های شیک و گران ببردتان چون با اینکار برای او آسانتر خواهد بود که ترکتان کند و زن جدیدی برای خود پیدا کند. حتی سعی کنید خیلی وقت ها شما حساب کنید یا بخواهید که برای شام میهمان شما باشد و یا به جای رستوران گران به سینما بروید و شام هم پیتزا بخورید.

یکی از دوستانم چند وقت پیش می گفت با زنی که بود به مشکل خورده چون با اینکه هزاران بار او را به رستوران های خیلی گران برده و لباسهای گران قیمت برایش خریده بود حتی آن زن یکبار هم او را به شام دعوت نکرده بود. او این را به منزله این گذاشته بود که آن خانم قدر کارهایی که برایش کرده است را نفهمیده است. من از او خواستم این موضوع را با او مطرح کند و همین رابطه شان را نجات داد.

6. برای علاقه مند کردن او هیچوقت حسادتش را تحریک نکنید.

درست است که از قدیم می گویند برای جلب نظر یک مرد باید حسادتش را تحریک کنید اما برعکس آن صحت دارد. مردها به خاطر غیرت و مردانگی خود درمورد مسائل وفاداری بسیار حساس هستند. اکثر مردان، مهم نیست که چه بگویند، اما درمورد مطلوبیت جنسی و ظاهر خود تردید دارند. مرد شما اگر بفهمد شما کاملاً به او وفادار هستید بیشتر به شما متعهد خواهد شد. پس در حضور او به هیچ وجه با مردی بصورت زننده حرف نزنید، درمورد عشق های قبلی خود حتی اگر خودش بخواهد با او حرف نزنید. شاید در آن لحظه کمی شور و حس او را تحریک کند اما بعدها به شما شک خواهد کرد. اگر قبلاً مردی را دوست داشته اید و ترکش کرده اید به او نگویید چون ممکن است فکر کند او را هم ترک خواهید کرد. اگر یکی از دوست پسرهای قدیمیتان زنگ زد دلیلی ندارد او را در جریان بگذارید. هرکاری می کنید سعی نکنید با گفتن این حرفها حسادت او را تحریک کنید.

7.

8. به مردتان کمک کنید این واقعیت که به شما نیاز دارد و دوستتان دارد را تصدیق کند.

مردان به خاطر حس مردانگیشان میترسد که جلوی کسی اقرار کنند که چقدر به شما نیاز دارند. اما این ایراد آنها نیست. او هیچوقت ابراز آزادانه احساساتش را تمرین نکرده است. شما باید اجازه دهید اینکار را بکند. و رمز کار این است که از او چیزی بخواهید. بعد از یک مدت اصرار کنید که به شما بگوید که دوستتان دارد. حتی اگر با هم ازدواج کنید هم ممکن است از بیان این جمله سر باز زند. شما باید به او نشان دهید که نیاز دارید این جمله را به زبان بیاورد. یادتان باشد فقط بعد از اینکه این جمله را آزادانه به زبان آورد که واقعاً دوستتان خواهد داشت. فقط آنموقع است که این یک واقعیت زندگی اش خواهد شد. ما هیچوقت چیزهایی که از بیان آن خودداری کنیم را قبول نخواهیم کرد. اگر مردتان مکرراً از به زبان آوردن آن خودداری کرد پس هنوز برای متعهد شدن به شما آمادگی لازم را ندارد. اما وقتی آن را به زبان آورد، پس عشقش را پذیرفته است و آنرا بخشی از واقعیت زندگی خود می داند. بعد از مدتی زندگی بدون شما برای او بی معنی خواهد شد.

9. بعد از چند ماه از او بخواهید که شما را به خانواده و دوستانش معرفی کند.

 اینکار یکی از اصلی ترین پایه های متعهد شدن است. مردی که شما را وارد خانواده اش نکند مطمئن باشید که قصد ازدواج با شما را ندارد. او باید شما را کنار خانواده اش ببیند تا بتواند به شما به چشم همسر نگاه کند.

10. در طولانی مدت از ارائه آنچه بیش از حد توان شماست خودداری کنید.

اگر از شرایطی خاص خوشتان می آید حتماً آنرا مطرح کنید و سهمتان را از رابطه ببرید. از اینکه او دوستانش را دقیقه آخر و بدون دعوت و آمادگی شما وارد خانه می کند عادت به قبول آن و تسلیم شدن نکنید. اگر آنچه که می خواهید را از رابطه نمی گیرید و به همین دلیل افسرده و عصبانی هستید، اصلاً عادلانه نیست و باید آنرا با مردتان درمیان بگذارید.

 

اگر فکر می کنید که مرد مورد علاقه تان را پیدا کرده اید، این 10 نکته می تواند برای متعهد کردن هرچه بیشترا به شما کمک کند. یادتان باشد هیچ رابطه خوبی آسان به دست نمی آید اما دلیلی هم ندارد که رابطه شما بهترین نشود.

  نظرات ()
ازدواج با افراد بیوه: چالشها و راه کارها نویسنده: محمد حسین آسوده - ٧ آبان ۱۳۸٩

 

ازدواج مجدد به خودی خود عملی دلهره آور است اما وقتی قرار باشد با کسی که همسر اول خود را از دست داده ازدواج کنید خود مشکلات و مسائلی را به همراه دارد که تا قبل از این در هیچ کجای تاریخ نوشته نشده بوده است.

1. گذشته را در آغوش بکشید – پنهانش نکنید یا سعی نکنید از آن فرار کنید.

نادیده انگاشتن غم و سوگ همسرتان جلوی هیچ چیز را نمی گیرد. فقط باعث می شود او تا آخر عمر در سوگ باقی بماند/ زندگی کردن با انکار وجود آن سوگ فقط مدت زمان بهبودی از آن سوگ را برای شوهرتان طولانی تر می کند. پس بهتر است به شوهرتان فرصت کافی برای حرف زدن درمورد مرحله سوگ و اندوه خود بدهید. خود شما هم باید بتوانید آزادانه  و صادقانه درمورد مشکلات مربوط به این سوگ و گذشته شوهرتان با او حرف بزنید.

2. بپذیرید که ازدواجتان یکی از سه دل است.

تقسیم کردن قلب شوهرتان با زنی دیگر اصلاً کار ساده ای نیست اما با ازدواج کردن با مردی که همسر سابقش فوت کرده، باید یاد بگیرید با آن زندگی کنید. وجود همزمان سوگ و اندوه با عشق ممکن است! بدتر این است که بفهمید عشق شوهرتان برای زنی که از دست داده خیلی بیشتر از عشق او به شماست.

3. اجازه ندهید حساسیت درمورد دارایی های مادی برایتان مشکل ساز شود.

اگر بخواهید با بی اطمینانی های خود درمورد اینکه شوهرتان شما را بیشتر دوست دارد یا همسر سابقش را، بجنگید آنوقت عکس ها و دارایی های شخصی ازدواج قبلی همسرتان در خانه به مشکل بزرگی برایتان تبدیل خواهد شد. خیلی وقت ها هنگامیکه هر دو طرف در گذشته همسران خود را از دست داده اند و بعد وسائل و لوازم خانه خود را برای خانه جدید با هم یکی می کنند این مشکل بزرگتر می شود.

رمز کار برای غلبه بر این مشکل گفتگو و مصالحه است. خودتان باید بین خودتان تصمیم بگیرید که نگه داشتن کدامیک از دارایی ها برای هر دو شما راحت است و بعد بقیه را به خیریه بدهید. وقتی می خواهید درمورد این مسئله تصمیم بگیرید حواستان به احساسات طرف مقابلتان هم باشد.

4. درمورد حس همدردی در برخورد با همه اعضای خانواده داغدیده مراقب باشید.

چه خانواده زن متوفی شما را بپذیرند یا نپذیرند باید به خاطر داشته باشید که آنها فقدان عظیمی را تجربه کرده اند و سوگوارند. ممکن است بترسند که خاطره دخترشان/خواهرشان/نوه شان یا ... به خاطر ازدواج مجدد شوهر شما از بین برود و ناخودآگاه شما را برای آن مقصر می دانند. اگر به فقدان و داغی که تجربه کرده اند همیشه توجه داشته باشید، کنار آمدن با هرگونه رفتار منفی آنها برایتان ساده تر خواهد شد.

به آنها اجازه بدهید خاطراتشان را داشته باشند و در طول زمانیکه یاد می گیرند شما را هم دوست داشته باشند و به جایگاه شما احترام بگذارند، صبور باشید.

5. درگیر گذشته نباشید و نگذارید اطمینانتان را خدشه دار کند.

آیا زن قبلی شوهرتان از شما زیباتر/جذاب تر/بامزه تر بود؟ آیا دست پخت بهتری داشت؟ دوست/معشوق/مادر بهتری بود؟ مقایسه کردن امری طبیعی است اما ممکن است جلوی رشد رابطه شما با همسرتان را بگیرد. شوهر شما به این خاطر با شما ازدواج نکرده است که فتوکپی همسر قبلیش بوده اید. او بیشتر از هر کس دیگری از خصوصیات و ویژگی های خاص شما که باعث شد عاشقتان شود آگاه است و مهم نیست که چقدر با همسر قبلی او تفاوت داشته باشید. باید بپذیرید که شما و همسر قبلی شوهرتان دو آدم کاملاً متفاوت هستید که هرکدام خصوصیات و ویژگی های منحصربه فرد و عالی و ارزشمندی دارید که شوهرتان دوست داشته است. به خاطر داشته باشید که تفاوت های منفی که درمقایسه خودتان با همسر قبلی شوهرتان به آن می رسید تنها دلیل این است که به نظر شوهرتان جذاب رسیده اید.

6. برای تسهیل سوگ همسرتان از خود گذشته و مهربان باشید.

دوست داشتن تنها باعث نمی شود شوهرتان همسر قبلی خود را فراموش کند. بله گذر زمان همه چیز را درست می کند و در طول این دوران خیلی جاها ناراحتی جای خود را به شادی می دهد. اما تصور نکنید که سالگرد ترحیم همسر سابق شوهرتان یا سالگرد ازدواج آنها، تولد او، یا تعطیلات دیگر خالی از سوگ و اندوه خواهد بود.

شاید دوست نداشته باشد اندوه و ناراحتی های خود را در این مناسبات خاص با شما درمیان بگذارد چون ممکن است بترسد حرف زدن از آن احساسات شما را خدشه دار کند. در این زمان ها او فقط به درک شما نیاز دارد. با محبت به او خاطرنشان کنید که از اهمیت آن روزها آگاهید و هر موقع که خواست برای شنیدن دردودل هایش حاضرید. حتی می توانید از او بخواهید همراهش به قبرستان بروید. بااینکه کمی دردناک است اما همراه شدن با همسرتان به این طریق برای هر دو شما پاک کننده روح خواهد بود چون می توانید زمانی را کاملاً صادقانه با هم حرف بزنید.

7. با قطعیت مرزگذاری کنید اما با ملایمت و همکاری.

ازدواج با مردی که همسر خود را از دست داده فقط به تحمل سوگ و اندوه و ناراحتی او و ملایمت ختم نمی شود. احساسات شما هم مهم هستند و باید برای آنها ارزش قائل شد، هرچند که دنیای بیرون آنها را پیش پا افتاده و غیرواقعی تلقی کند.

خیلی از زنان چنین مردانی وقتی شوهرشان زن قبلی را "همسر اولم" یا "همسرم" یاد می کنند ناراحت می شوند. اگر شما هم چنین هستید باید این موضوع را قاطعانه با همسرتان درمیان بگذارید و از او بخواهید که به همان اندازه که شما نسبت به سوگ و ناراحتی او حساس هستید او نیز نسبت به این قبیل حساسیت های شما آگاه باشد.

8. بخوانید، تحقیق کنید و هرچه که می توانید درمورد مراحل سوگ و انتظاراتی که باید از آنها داشت یاد بگیرید.

زمانی که ازدواج می کنید بخش اعظمی از مراحل سوگ همسرتان پایان می یابد. اما مثل همه افراد داغدیده همیشه بارقه ای از سوگ برای او باقی می ماند که باید به طور منظم با آن برخورد شود. اگر واقعاً می خواهید با شوهرتان یکی شوید این مسئولیت شماست که تا آنجا که می توانید درمورد سوگ و تاثیرات آن یاد بگیرید.

9. اگر وضعیت برایتان بیش از حد خسته کننده شد، برای کمک گرفتن از دیگران تردید نکنید.

خیلی وقت ها شاید ندانید از چه کسی می توانید کمک بگیرید و با کی دردودل کنید، خانم همسایه، دوستانتان در کلاس یوگا، یا شاید هم مادر دوست فرزندتان. البته حرف زدن در این مورد موضوع متداولی نیست به همین دلیل شاید دوستان زیادی در این رابطه با شما همدردی نکنند.

خیلی ها تصور می کنند که این دردها و احساس ها را فقط آنها دارند یا حتی گاهی احساس می کنند احمقند که از این چیزها ناراحت می شوند. به همین دلیل برای شما لازم است که با یک مشاور روانشناس در این مورد مشورت کنید. گاهی اوقات همینکه یک نفر این احساسات شما را طبیعی قلمداد کند اولین قدم به سمت سبهبودی را برمی دارید.

10. برای زمان حال زندگی کنید و با ارزش گذاشتن بر هر روز به استقبال آینده بروید.

هر روزی که زندگی می کنید و هر نفسی که می کشید هدیه ای است از جانب خداوند. باید با ارزش گذاشتن بر تک تک آنها قدردانی خود را نشان دهید. با شوهرتان خاطرات جدیدی بسازید که برای هر دو شما خاص باشد و با ازدواج قبلی او متفاوت باشد.

برای سفر به مناطق جالب و دیدنی که هیچکدامتان نرفته اید برنامه بگذارید. سنت های خانوادگی خودتان را با مال شوهرتان ادغام کنید، دکوراسیون خانه تان را عوض کنید یا اصلاً یک خانه نو بخرید که فقط شما و همسرتان در آن زندگی کرده باشید.

زندگی یک معلم است، پس شاگرد خوبی باشید. یادتان باشد شما نمی توانید گذشته را تغییر دهید اما می توانید خاطرات آن را آسانتر کرده و با آن رشد کنید.

  نظرات ()
15 نکته ای که پیش از ازدواج باید بدانید نویسنده: محمد حسین آسوده - ٢۸ امرداد ۱۳۸٩

"ازدواج یک نـهاد فـوق الـعـاده اســت، امـا آیا کسی دوست
دارد کـه در یـک نـهـاد قــرار بگیرد؟" ازدواج یکی از مـهمترین
تصمیماتی است که شما در زندگی خـود می گیرید. من و
هـمسرم 28 سـال پیش با هـم ازدواج کـردیــم. در آن زمان
خیلی از چیزهایی را که الآن می دانیم را نمی دانستیم و
مـطمئن هسـتم کـه تـعداد زیـادی از افراد نیز هستند که از
همان موارد مشابه اطلاع کافی ندارند. خداوند به من کمک کرد تا بتوانم 12 نمونه از بینش هایی را که قبل از ازدواج طرفین رابطه باید نسبت به آن آگاهی داشته باشند را در این قسمت برای شما تشریح می کنم.


1- ازدواج از سوی خدا برنامه ریزی و طراحی می شود. به همین دلیل در این امر خیر باید به دنبال رهنمود های خداوند باشیم. اغلب اوقات ما کاری را انجام می دهیم که دیده ایم دیگران انجام می دهند. افراد مختلف ایده های متفاوتی نسبت به ازدواج دارند، اما نمی توانیم نظر همه افراد را در مورد ازدواج بدانیم و در عین حال باید به خاطر داشته باشیم که چیزی که در مورد یک زندگی مشترک کار می کند، ممکن است در مورد سایر زندگی های مشترک درست از آب در نیاید. بنابراین به حرف چه کسی باید گوش کنید؟ خوشحالم که این سؤال برای شما پیش آمد. به عقیده من باید مطالعه خود را زیاد کرده و در برخی مواقع به کتب مذهبی نیز مراجعه کنید. از جمله کتاب های مفید در این زمینه می توان به موارد زیر اشاره کرد: "پیش از اینکه بله بگویید" نویسنده  نورمن رایت، "خیلی زود، خیلی صمیمی" نویسنده جیم تالی.


2- به نظر من بهتر است پیش از ازدواج چند جلسه مشاوره خانوادگی را طی کنید. مراکز مشاوره ای وجود دارند که می توانند به شما کمک کنند تا در وهله اول خودتان را بهتر بشناسید و سپس ببینید چه کسی می تواند شریک مناسبی برای زندگی با شما باشد. سوابق خانوادگی، خصوصیات اخلاقی، و سایر جنبه های زندگی توسط مشاور تحلیل و بررسی می شود. یک سری سؤال های از پیش تعیین شده در داخل یک پرسشنامه تهیه و تدوین شده اند و پر کردن آن می تواند کار جالب و سرگرم کننده ای باشد.


3- زمانی که تازه وارد زندگی زناشویی می شوید، شور و هیجان بسیار زیادی از قبل از عروسی تا ماه عسل وجود دارد. به مرور زمان همه شور و هیجان ها آرام می گیرد و شما آهنگ زندگی جدید خود را احساس می کنید. در این زمان ناگهان نگاهی به شریک زندگی خود می اندازید و از خودتان سؤال می پرسید که: "چرا من اینکار را کردم؟" برخی از افراد به این مرحله که می رسند قدری می ترسند و احساس می کنند که کار اشتباهی انجام داده اند. باور کنید که این مسئله یک امر کاملاً عادی است. اولین دعوای شما شکل می گیرد و بر سر این مطلب که کاغذ توالت باید از کدام سمت قرار بگیرد، با هم جر و بحث می کنید. به مرور زمان یاد می گیرید که باید مصالحه و سازش بیشتری با هم داشته باشید. به هر حال در همه مراحل زندگی انسان ها با شک و تردید های مختلفی روبرو می شوند. آگاهی از این مطلب می تواند شما را آرام کند. شما یک فرد کاملاً نرمال هستید.


4- برای تفریح وقت بگذارید. یک زندگی موفق نیازمند کار و تلاش است. اما شما باید برای تفریح نیز وقت بگذارید. یاد گرفتن طریقه زندگی با یک فرد جدید در یک رابطه دو جانبه صمیمی، نیازمند تلاش هر دو نفر است. باید یاد بگیرید چگونه می توانید با هم ارتباط برقرار کرده و یکدیگر را درک کنید، در سمینارهای مربوط به ازدواج، و زندگی مشترک شرکت کنید، هم فال است و هم تماشا. تفریح و خوشحالی را تبدیل به خاطره ای نامحسوس از زمان مجردی نکنید. با هم خاطرات جدید را خلق کنید. به هم توجه کنید و از بودن با هم لذت ببرید.


5- این روزها به دلیل وجود فشارهای اجتماعی و اعتقادات غیر مذهبی تاکید چندانی به عدم برقراری رابطه جنسی پیش از ازدواج نمی شود. عدم رابطه جنسی پیش از ازدواج تبیین کننده بنیان اعتماد طرفین نسبت به یکدیگر است. بسیاری از افراد هستند که به دلیل عدم اطمینان به یکدیگر ساعت های طولانی در پی تعقیب هم هستند، یکدیگر را متهم به خیانت می کنند و هیچ ارزشی برای هم قائل نمی شوند. شاید قدری بی معنی باشد، اما به هر حال اینچنین است. ما به بسیاری از زوج هایی که به هم در مورد مسائل جنسی بدبین هستند پیشنهاد می کنیم که ازدواج نکنند. منظور از عدم برقراری رابطه جنسی کلیه رفتارهای جنسی است و فقط به نزدیکی محدود نمی شود. به عنوان مثال اورال سکس و یا حتی معاشقه نیز می تواند به عنوان نوعی رابطه جنسی در نظر گرفته شود. خداوند تعیین کرده که رضایت جنسی فقط باید در زندگی مشترک وجود داشته باشد. زمانیکه با هم نامزد می کنید به هیچ وجه دلیلی وجود ندارد که رابطه جنسی برقرار کنید. طبق روایات، بستر مکان مقدسی است و خداوند خود سزای افراد هرزه را می دهد. سکس نوعی ورزش نیست که هر زمان که اراده کردید آنرا انجام دهید بلکه یکی شدن فیزیکی، عشقی، و روحی است. سکس مسئله ای است که ازدواج را ازدواج می کند. شما با شریک زندگی خود یکی میشوید. همه ما نزد خداوند جایگاه ویژه ای داریم و او می خواهد ما از هر گونه گناه، شرمساری، بیماری، حقارت و ناپاکی به دور باشیم.  او هم دوست دارد که ما صمیمانه ترین رابطه محبت آمیز را تجربه کنیم. اگر شما و نامزدتان در حال حاضر نمی توانید شهوت خود را کنترل کنید چه تضمینی وجود دارد که پس از ازدواج بتوانید این کار را انجام دهید؟

باید بدانید که ارزش های شریک زندگیتان چه چیزهایی هستند. همچنین باید از ارزش های فردی خود نیز آگاهی داشته باشید. چه چیزی برایتان اهمیت دارد؟ آیا ارزش های شما دو نفر با هم سازگار هستند. در طول مدتی که صرف قرارهای ملاقات می کنید، باید در مورد یک چنین مسائلی با هم صحبت کنید. آیا بچه می خواهید؟ اگرجوابتان مثبت است، چند تا؟ عقاید مذهبی یکسانی دارید؟ آیا از نظر مذهبی عقاید یکسانی دارید؟ این مقوله از اهمیت خاصی برخوردار می باشد, شاید وقتی که فقط با هم قرار ملاقات می گذارید و حتی در ابتدای زندگی مشترک درگیری های چندانی در مورد مسائل دینی با هم پیدا نکنید، اما زمانیکه پای بچه ها به زندگی مشترک باز میشود، معمولاً مسائل مذهبی اهمیت بیشتری پیدا می کنند، چراکه هر یک از والدین تصمیم می گیرد به فرزندش اعتقادات و ارزش های مذهبی شخصی خود را منتقل کند.


7- در مورد کلیه روابط عاشقانه گذشته با هم صحبت کنید. مسائل عاطفی گذشته را برای شریک زندگی خود باز کنید، چراکه درمیان گذاشتن یک چنین مسائل خصوصی و شخصی می تواند شما را به سطوح عمق تری از صمیمت برساند. هر کدام از طرفین حق دارند که از جزئی ترین مسائل زندگی شما آگاهی داشته باشند. زمانیکه با هم ازدواج کردید نباید هیچ نقطه مبهمی وجود داشته باشد که طرف مقابل را سورپریز کند. اگر با هم توافق می کنید که گذشته مربوط به گذشته است و بهتر است حرفی در این مورد نزنید، من به شما قول می دهم که یک روز وقتی اصلاً انتظارش را ندارید یک نفر از گذشته می آید و برای شما مشکل درست می کند. زمانیکه این اتفاق بیفتد احساس ناامنی ایجاد شده و درد و رنج بیشتری وارد رابطه می شود. اگر احساس میکنید که نمی توانید به طور کامل به طرف خود اعتماد کنید شاید هنوز به مرحله ای نرسیده باشید که آماده ازدواج باشید. این یک امتحان صداقت و آسیب پذیری است.


8- هیچ گاه سازش نکنید. درست است که هیچ انسان کاملی وجود ندارد، اما شما استحقاق بهترین همسر را دارید. برخی از افراد پیشنهاد ازدواج را فقط به دلایل زیر قبول می کنند: فکر می کنند شاید دیگر یک چنین اتفاقی در زندگی برایشان رخ ندهد، بچه دارند و شاید کسی حاضر به زندگی کردن با آنها نباشد، فکر می کنند که: "من آدم خاصی نیستم به همین دلیل حق انتخاب ندارم"، و یا "دوستش ندارم ولی این فرد با ثبات است و می تواند حامی خوبی برای من باشد. هیچ کدام از این موارد نمی توانند دلیل خوبی برای "بله" گفتن به شمار روند. از آنجایی که ازدواج را خداوند پایه ریزی کرده می تواند مکان امنی برای اجتماع دو انسان که پایبند ارزش های الهی هستند، باشد. هدف اصلی ازدواج این است که انسان ها ابتدا بتوانند عشق را در روی زمین احساس کنند تا بعدها به جمع خانوادگی بزرگ خود در بهشت بپیوندند. از خداوند بخواهید که شریک مناسب زندگیتان را پیش رویتان قرار بدهد. منتظر نشانه خداوند باشید و جان فشانی نکنید.


9- از یکدیگر سؤال های مهم بپرسید. زمانی که با هم قرار ملاقات می گذارید زمان مناسبی است که سؤال های مهم و کلیدی را مطرح کنید: در چه نوع خانواده ای بزرگ شدی؟ پدر و مادر در کنار هم زندگی می کردند یا از هم جدا شده بودند؟ با توجه به خانواده اصلی خود از زندگی مشترک خود چه انتظاراتی دارید؟ چه تصمیماتی در ابتدای زندگی برای تعلیم و پرورش بچه خواهید گرفت؟ این جمله را کامل کند: "زمانیکه ازدواج کنم و بچه دار شوم هیچ وقت...."

در مورد رابطه خود با والدین جنس مخالف خود صحبت کنید به عنوان مثال پسر و مادر، دختر و پدر. ارتباط با والدین جنس مخالف می تواند اثر مهمی بر روی نحوه رفتار ما با همسرمان داشته باشد. اگر پدر او با مادرش بدرفتاری کند به احتمال زیاد او نیز با خانمش بدرفتاری خواهد کرد. در این زمینه می توانیم یک کتاب به شما معرفی کنیم با نام "1000 سؤال برای زوج ها"


10- قبول نامزد به عنوان همسر آینده مسئله مهمی است که در همان ابتدا شما باید بر روی آن فکر کنید. برای پذیرش یک فرد دیگر شما باید ابتدا خودتان را بپذیرید. شاید در خیلی از کارها خوب ظاهر شوید اما در عین حال اموری نیز وجود دارند که شما نیاز به تمرین و ممارست بیشتری در آنها دارید. تمام این نقاط ضعف و قوت در کنار هم جمع می شوند و شما را می سازند. پذیرش سبب می شود که افراد خودشان باشند و بی قید و شرط به هم عشق بورزند، همانطور که خداوند به بنده هایش عشق می ورزد. اگر فرد احساس کند که پذیرفته نمی شود و از عزت نفس پایینی برخوردار باشد، آنوقت پذیرش خود را برای دیگران نیز سخت می کند و هیچ کس نمی تواند او را واقعاً از صمیم قلب دوست بدارد. در اینجا به اهمیت مشاوره های قبل از ازدواج پی می بریم.  زمانیکه ما دانه ای را می کاریم، بالای سر آن نمی ایستیم و نمی گوییم: "زود باش، زود باش، رشد کن، تو سریع رشد نمی کنی، خیلی کندی!" مانند گیاهان انسان ها نیز برای رشد و تعالی، نیازمند زمان هستند و برای این امر نیازمند مراقبت، اهمیت و عشق هستند، درست مانند یک گیاه که نیاز به آب و نور خورشید دارد. هر چقدر خودتان را بهتر بشناسید، آنوقت خیلی راحت تر می توانید شریک زندگیتان را بشناسید. هیچ وقت تلاش نکنید که طرف مقابل را عوض کنید.


11- نسبت به انجام هر گونه آزار و اذیتی هشیار باشید. آیا شریکتان تا کنون سعی کرده با بی حرمتی، توهین و حقارت حرف خودش را به کرسی بنشاند؟ آیا شما را با برخوردهای فیزیکی تهدید کرده؟ آیا احساس می کنید تهدید می شوید؟ آیا تا کنون مورد اصابت قرار گرفته اید؟ شما را هل داده؟ اشیاء را پرتاب می کند؟ هر زمان به هر دلیلی سیلی میزند؟ هیچ یک از رفتارهای ذکر شده قابل قبول نیستند. کسی حق ندارد شما را مورد اصابت قرار دهد و تقصیر شما هم نسیت که مورد آزار و اذیت قرار گرفته اید. آیا همسرتان قصد دارد تا شما را از دوستان و کسانیکه دوستشان می دارید، دور کند؟ با مشاهده هر یک از این موارد باید یا رابطه را تمام کنید و یا به آنها بگویید تا زمانیکه به روانپزشک مراجعه نکنند، قادر به ادامه رابطه نخواهید بود. خودتان را گول نزنید، هر رفتار بد قبل از ازدواج، پس از ازدواج چند برابر بدتر خواهد شد. همه روزه افراد بسیار زیادی قربانی خشونت کسانی می شوند که آنها را می شناسند. لطفاً این مسئله را جدی بگیرید.


12- زمانی را نیز به عبادت دو نفری اختصاص دهید. ارزش این کار آن است که وقتی یک زندگی روحانی را پایه ریزی می کنید، در مسیری قرار می گیرید که خداوند در تمام مراحل زندگی حامی و پشتیبانتان خواهد بود. در یک ازدواج روحانی 3 طرف وجود دارد: شما، خدا، همسرتان. در زمان بروز مشکلات پیروی از رهنمون های الهی می تواند بزرگترین کمک را به شما کند.


13- نکته اضافی: افراد مجردی که بچه دارند؛

زمانی که پای بچه ها به میان می آید، لطفاً از آنها سؤال کنید که احساسات خودشان را با شما در میان بگذارند. اگر احساسات منفی داشتند، روی این مسئله دقیقتر بشوید و به دنبال علت ها بگردید. من به شدت توصیه می کنم که تمام افرادیکه در ازدواج دخیل هستند تحت مشاره قرار بگیرند. باید برنامه هایی پیرامون تسهیل ارتباط میان همه افراد طراحی و تنظیم شود. اگر هر دو طرف بچه داشته باشند همه باید در مشاوره های خانوادگی پیش از ازدواج شرکت کنند. کتاب پیشنهادی "قبل از ازدواج مجدد"


14- نکته اضافی: ازدواج با کسی که بچه دارد؛

از خود این سؤالات را بپرسید: آیا من با احساسات کودکان می توانم هماهنگ شوم؟ آیا می توانم به حرف های آنها گوش دهم؟ ایا آنقدر انعطاف پذیری دارم که بتوانم با آنها سازش کنم؟ آیا می توانم کلاس ها، کتب و مشاوره های لازم در این زمینه را پشت سر بگذارم؟ و برای آقایون: آیا می توانم مردانگی خود را وقف کنم و نکات منفی بچه ها را تحمل نمایم؟ آیا تصور می کنید که همسرتان بتواند از پس بچه ها بربیاید؟


15- تست های پزشکی

پیش از ازدواج توصیه می شود آزمایشات زیر را انجام دهید:

تست HIV، هپاتیت C، هپاتیت B و آزمایش خون

  نظرات ()
5 نوع ازدواج نویسنده: محمد حسین آسوده - ٢۸ امرداد ۱۳۸٩

ازدواج انواع و اقسام مختلفی دارد. وقتی توانستید نوع ازدواج خود را تشخیص دهید، آنوقت بهتر می توانید تصمیم بگیرید که آیا از ازدواج خود راضی هستید یا فکر می کنید باید تغییراتی در آن ایجاد کنید.

ازدواج یکنواخت

وقتی ازدواج کرده اید، همسرتان را از ته قلب دوست می داشته اید. اما، با گذشت زمان و درگیر شدن شما با مسائل و مشکلات روزمره، بچه ها و سایر فعالیت ها، از همدیگر دور شده اید. شما به ندرت همدیگر را می بینید، این اشکالی ندارد، اما آرزو داشتید که می توانستید زمان بیشتری را با هم گذرانده و چیزی بیشتر و فراتر از هزینه های خانه را با هم شریک می شدید.

همانطور که جدا شدن و دور شدن شما از یکدیگر، زمان برده است، نزدیک شدن دوباره به همدیگر هم نیازمند گذشت زمان است. پس نترسید و مطمئن باشید که اگر همه تلاشتان را به کار گیرید همه چیز مثل روز اول خواهد شد.

با پیدا کردن ساعاتی که بتوانید آن را در کنار همسرتان بگذرانید شروع کنید. باید دوباره کشف کنید که همسرتان چقدر موجودی شگفت انگیز است و چقدر دوستش دارید. به چیزهای مورد علاقه همسرتان، علاقه نشان دهید، تا بتوانید زمانی را در کنار یکدیگر به خوبی و خوشی بگذرانید.

به دنبال موقعیت هایی باشید که بتوانید در خلوت کنار همسرتان بگذرانید تا دوباره از نزدیک با خصوصیات عالی او آشنا شوید.

ازدواج سوء استفاده گرانه

این ازدواج  ازدواجی است که در آن شما چه جسماً و چه روحاً مورد سوء استفاده طرف مقابلتان قرار می گیرید. در بسیاری از موارد، این عادتی است که از دوران کودکی در فرد ایجاد می شود. ازاینرو، از بین بردن آن نیازمند عشق و مشاوره فراوان است.

هیچ کس نباید تصور کند که به چنین ازدواجی تعلق دارد، همه شایسته یک ازدواج و زندگی زناشویی عالی بدون هیچگونه سوء استفاده می باشند.

باید برای خودتان و فرد سوء استفاده گر از متخصص کمک بگیرید. اگر طرف مقابلتان تمایلی به انجام اینکار نشان نداد، آنگاه باید از متخصص بخواهید که به شما کمک کند که چطور با چنین موقعیتی کنار بیایید. باید بدانید که اگر این سوء استفاده و بدرفتاری ها ادامه پیدا کرد، آگاه تنها راه چاره شما ترک آن زندگی است.

ازدواج مقام و عنوان

البته مهم است که با مردی ازدواج کنید که بتواند از عهده نیازهای شما برآید، اما اگر با کسی فقط به خاطر ثروت یا مقام او ازدواج می کنید . هیچ وجه اشتراکی با هم ندارید، خیلی زود متوجه خواهید شد که همیشه هم پول همه چیز نیست.

اگر ازدواج شما یکی از این نوع ازدواج ها باشد، چه باید بکنید؟ مطمئن باشید که هیچوقت دیر نیست و همیشه می توانید چیزهایی جدید درمورد همسرتان کشف کنید که بتواند او را در قلبتان جای دهد. سعی کنید به کارهای مثبتی که همسرتان برای شما و بچه ها انجام می دهد فکر کنید. از او به خاطر آن نقاط مثبت تشکر کنید و سعی کنید به چیزی فرای مقام یا وضعیت مالی او فکر کنید.

برای شناختن همسرتان وقت بگذارید و رابطه ای عمیق تر با وی بسازید.

ازدواج همسر غایب

در اینگونه ازدواج ها سر همسرتان آنقدر به کار و فعالیت های خارج خانه گرم است که شما هیچوقت همدیگر را نمی بینید.

شغل هایی هست که فرد مجبور است زمان زیادی را خارج از خانه و خانواده بگذراند. افرادی هم هستند که برای کارشان بیشتر از خانواده شان وقت می گذارند. این مسئله ممکن است به خاطر حس منفی وفاداری به کارفرما باشد یا اینکه بخواهند در کارشان همیشه برتر و اول باشند.

بعلاوه، کارها و فعالیت های زیادی وجود دارد که بتواند زمان و حواس افراد را از آنِ خود کند، اما اگر می بینید این کارها به بهای از دست دادن همسر و فرزنداتان تمام میشود، مراقب باشید چون ارزشش را ندارد.

دلیل این مشکل در زندگی شما هر چه که باشد، دیگر زمانش رسیده است که دست از آن بردارید و ببینید برای کم کردن زمانی که خارج از منزل می گذرانید و اضافه کردن به زمانی که کنار همسر و خانواده تان می گذرانید چه باید بکنید. ممکن است ابتدا شکل قربانی کردن خودتان را داشته باشد. اما اگر همراه با همسرتان تصمیم بگیرید که برای رشد و توسعه ازدواج و زندگیتان چه می توانید بکنید، مطمئن باشید که به لذت عمیقی دست پیدا خواهید کرد.

ازدواج  بادوام

اینها ازدواج هایی هستند که هر کسی رویای آن را در سر می پروراند. پیرمرد و پیرزنی را که گاهی می بینید دست در دست همدیگر لبخند زنان در خیابان قدم می زنند چنین ازدواجی داشته اند.

این ازدواج ها اتفاقی به وجود نمی آیند. آنها با تلاش های مداوم، روزانه و مثبت به وچود می آیند. برای داشتن یک ازدواچ بادوام باید تلاش کرد. ازدواجی که دربرابر مشکلات مالی و اقتصادی، بیماری ها، مشکلات فرزندان، شکستن قلب ها و خیلی مسائل و مشکلات دیگر طاقت بیاورد، ازدواجی بادوام است چون زوجین از تمام این مشکلات با کمک و همکاری یکدیگر گذشته اند. آنها برای گذشتن از سد مشکلات و موانع موجود بر سر راه خوشبختیشان دست در دست همدیگر تلاش می کنند. خنده هایشان، گریه هایشان، شادی ها و غصه ها و کارهایشان با هم و در کنار هم بوده است. آنها می دانند که همیشه می توانند روی همدیگر حساب کنند.

چنین ازدواجی برای تک تک ما امکانپذیر است. فقط باید بخواهیم و هر روز، هر هفته، هر ماه و هر سال برای به دست آوردن آن تلاش کنیم.


ازدواج شما کدامیک ازاینهاست؟ آیا می خواهید همین وضعیت را حفظ کنید؟ یادتان باشد که هیچوقت دیر نیست و اگر همدیگر را دوست بدارید و تلاش کنید، می توانید خوشبخت ترین زندگی را از آنِ خود کنید.

منبع: مردمان

  نظرات ()
آیا همه انسانها باید ازدواج کنند؟ نویسنده: محمد حسین آسوده - ٢۸ امرداد ۱۳۸٩

ازدواج برای خیلی از ما بخشی عادی از زندگی است. ما بزرگ می شویم، دیپلممان را می گیریم، یا کار پیدا میکنیم یا وارد دانشگاه می شویم و بعد یک روز آن کسی که می خواهیم را برای زندگیمان پیدا می کنیم. اما این روزها افراد خیلی دیرتر ازدواج می کنند و قبل ازاینکه "بله" را سر سفره عقد بگویند مکث طولانی تری دارند. در جوامع غربی تحقیقات گزارش می کند که از سال 2001، تعداد کسانی که ازدواج می کنند هر ساله رو به کاهش است. در سال 1970، 72 درصد از جمعیت متاهل بودند ولی این رقم امروز به 50 درصد رسیده است. همچنین، درصد افرادی که طلاق گرفته اند شدیداً رو به افزایش است. مشخص است که همه این اطلاعات باعث می شود افراد قبل از ازدواج بیشتر و عمیقتر به این اقدام خود فکر کنند. سوال این است که در این روزگاری که هیچ چیز دائمی و بادوام به نظر نمی رسد، آیا باید ازدواج کرد یا خیر؟

بدون شک عامل دیگر در کاهش آمار ازدواج تاثیر طلاق بر ذهن نوجوانان و جوانان است. خیلی از آنهایی که به ازدواج فکر می کنند خود فزندان طلاق هستند. این مسئله آنها را در برابر رفتن زیر بار تعهدات ازدواج مقاومتر می کند. از 82 درصد از زوج های متاهلی که تا پنجمین سالگرد ازدواجشان زندگی مشترکشان ادامه پیدا میکند، فقط نیمی آن را به 10 سال می رسانند. با گذشت زمان، احتمال با دوام ماندن ازدواج ها کمتر و کمتر می شود. تعداد بالای شکست های ازدواج باعث می شود مردم بیشتر به مسئله ازدواج کردن یا نکردن فکر کنند.

اکثر مردم می فهمند که اول آشنایی همیشه سرشار از عشق و محبت است. اول همه رابطه ها همه چیز خوب است. سکس خوب است، همراهی و همدلی دو نفر با هم خوب است، و مقدار کمتر تعهدات مشترک زندگی را برایشان ساده تر می کند. زندگی کردن در خانه های جدا به هر دو طرف آزادی بیشتری داده و نگرانی ها معمولاً کمتر است. چیز زیادی برای نگرانی وجود ندارد. وقتی رابطه برهم می خورد، چیزهایی مثل بچه، مشکلات مالی و قضاوت های جامعه وجود ندارد که دو طرف را نگران کند و بیشتر افراد می توانند راحت از این مشکلات بگذرند. قبل از اینکه رابطه دو طرف قانونی شود، بر هم زدن رابطه کار سختی به نظر نمی رسد. سالیان سال است که به مردها و زن ها درمورد ازدواج و تعهدات آن هشدار می دهند. سکس بین دو طرف محو می شود، زن خانه مدام غرغر می کند، مرد به فردی تنبل تبدیل می شود که جز دستور دادن و خوردن کار دیگری در خانه نمی کند و خیلی چیزهای دیگر. اینجاست که می گویند، سری که درد نمی کند را دستمال نمی بندند.

بعد از گذشت یک زمان مشخص می فهمید که قدم بعدی در رابطه تان این است که ازدواج کنید.  معمولاً فقط یکی از دو طرف میل به ازدواج دارد و طرف دیگر به همان وضعیت راضی است. اما به خاطر ترس از دست دادن رابطه، دو نفر با هم ازدواج می کنند. اما مدت زمان کمی بعد از ازدواج است که همه چیز خسته کننده و تکراری می شود. تعداد کمی از افراد از قبل پیشبینی می کردند که به چنین نقطه ای برسند. بعد از اینکه آنچه که باید گفته شود، گفته می شود و آنچه باید انجام داده شود، انجام داده می شود، زن و شوهر هر شب از سر عادت در اتاق نشیمن می نشینند و تلویزیون تماشا می کنند، هر روز همان کارهای مشابه و تکراری را انجام می دهند و زندگیشان کاملاً یکنواخت می شود. این مسئله باعث می شود متوجه شوید که خیلی چیزها درمورد همسرتان هست که دوست ندارید و آزارتان می دهد. متاسفانه، دیگر خیلی دیر شده است. دیگر ازدواج کرده اید و باید با آن کنار بیایید.

یک روی سکه می گوید چون نمی توانید اوضاع را تغییر دهید به این معنی نیست که اوضاع بد است. در زندگی دوره های تغییر مختلفی وجود دارد و وقتی ازدواج می کنیم، همراه با همسرمان این تغییر را تجربه میکنیم. گاهی اوقات یکی از دو طرف جلوتر از آن یکی است و گاهی اوقات این رشد با هم صورت می گیرد. اگر بتوانید هر مرحله رشد را با هم طی کنید، به دستاورد بسیار بزرگی در زندگیتان نائل شده اید. حتی اگر 10 سال هم با یک نفر رابطه دوستی داشته باشید، به ندرت درمورد موقعیت های واقعی زندگی که ممکن است موجب ازدواج یا برهم خوردن آن شود بحث می کنید. و ناگهان می بینید که با او ازدواج کرده اید و همه تعهدات و انتظارات دنیا از شما خیلی دشوار به نظر می رسد. خیلی وقت ها به زندگی مجردیتان فکر میکنید که هیچ کس نبود که بهش جواب پس بدهید، کسی نبود که نگرانش شوید، کسی نبود که مجبور باشید از او مراقبت کنید و هیچ کس هم نبود که به شما بگوید چه باید بکنید و چه نباید بکنید. اما قبل از اینکه در دریای پشیمانی گم شوید، به این فکر کنید که در زمان مجردی وقتتان را چطور می گذراندید؟ آیا آن تنهایی هر از گاه اذیتتان می کرد؟ آیا احساس کمال می کردید؟ آیا اوقات فراغتتان را به دنبال یک شریک زندگی بودید؟ آیا به آنهایی که ازدواج کرده بودند حسادت نمی کردید؟ آیا فکر نمی کردید که ازدواج یک مسئله خیلی مهم است و باید آنرا جدی بگیرید؟ آیا اصلاً باید ازدواج کرد؟

"عشق در نگاه اول فهمش راحت است، یعنی وقتی دو نفر برای یک عمر به هم نگاه می کردند و این به یک معجره تبدیل می شود..." امی بلوم

ازدواج چه فوایدی دارد؟ ازدواج این امکان را برای افراد فراهم می کند که کمی آرامتر شوند و برای شناختن درونی و بیرونی طرف خود متعهد شوند. این نزدیکی و صمیمیت و اینکه بدانید یک نفر در این دنیا دوستتان دارد و به رابطه با شما متعهد است خیلی زیباست. همچنین ازدواج یکی از معدود راه های تشکیل خانواده بدون حرف مردم است. ارتباط و تشکیل خانواده بدون ازدواج قانونی همانطور که میدانید چندان در جامعه ما مورد پسند نیست. همچنین وقتی ازدواج کرده اید، می توانید خیلی راحت خودتان باشید و با راحتی بیشتری کارهایتان را انجام دهید. ازدواج معمولاً فواید مالی هم در بر دارد و حتی بانک ها افراد متاهل را بیشتر از افراد مجرد جدی می گیرند. ازدواج گذرگاهی برای شروع دوباره زندگی شماست. آنجاست که می توانید برای آینده تان و هر چه که برایتان مهم است برنامه ریزی کنید. البته این کارها را می توانید بعنوان یک فرد مجرد هم انجام دهید اما همیشه یک باری روی دوشتان است که یک روز بالاخره باید ازدواج کنید.

با وجود این فواید، ازدواج معایبی هم به همراه دارد. هرچقدر هم که دو طرف سعی کنند استقلال خود را در ازدواج حفظ کنند اما باز هم بخش اعظمی از استقلالتان با ازدواج از بین می رود. برخی رفتارهای و اعمال خاص که قبلاً برایتان قابل قبول بود، الان دیگر نیست و می تواند باعث عدم وفاداری احساسی یا جسمی شود. خیلی وقت ها ازدواج کردن مثل این می ماند که دوباره بچه شده باشید. بعد از ازدواج می بینید که دوباه با احساسات یک نفر دیگر محدود شده اید. البته ازدواج مثل زندان نیست اما آن آزادی که قبل از ازدواج داشتید دیگر وجود ندارد. خستگی جنسی هم بعد از ازدواج ایجاد می شود. صادقانه بگوییم، چند بار می توانید با یک نفر خاص قبل از اینکه پیر شوید رابطه داشته باشید؟ خیلی از زوج ها عشق و نوازش های حین رابطه جنسی را زیاد جدی نمی گیرند و همه شور و احساس در سکسشان از بین می رود. اگر با خود فکر می کنید که این اتفاق برای شما نخواهد افتاد مطمئن باشید که کاملاً در اشتباهید چون بالاخره این اتفاق می افتد.

بچه ها را هم وارد قضیه کنید و آنوقت است که داستان ازدواج سخت تر هم می شود. دو نفر الان باید درمورد نحوه بزرگ کردن و تربیت کردن فرزندانشان هم با هم توافق کنند. بچه ها در خیلی چیزها دخالت می کنند. بله درست است که بچه نعمت است و عشق بیشتری به زندگی زناشویی می بخشند اما کنار آمدن و تربیت کردن آنها کاری بسیار دشوار و استرس زا است و مسئولیت ها و انتظارات را ده برابر بیشتر می کند. بچه ها همچنین آن چیزهایی که درمورد همسرمان دوست نداریم را بیشتر به چشممان می آورند. به خاطر همه این مشکلات هم که شده باید قانونی تصویب کنند که زوج ها باید 5 سال تا بچه دار شدن صبر کنند تا بهتر بتوانند در این رابطه تصمیم گیری کنند.

"عشق یک دیوانگی موقت است، که با ازدواج درمان می شود." آمبروز بیرث

آیا باید ازدواج کنیم؟ این سوال کاملاً شخصی است. ازدواج این روزها جذابیت خود را از دست داده است و رسانه ها هم خیلی به این موضوع کمک کرده اند. پاسخ به این سوال خیلی ساده است...اگر فکر می کنید برای شما مناسب است باید ازدواج کنید. اما اگر فکر می کنید که آن روش زندگی برای شما مناسب نیست پس نباید ازدواج کنید. هر فرد متاهلی که به شما می گوید، ازدواج چیزی را تغییر نمی دهد، کاملاً اشتباه می گوید. ازدواج خیلی چیزها را عوض میکند. البته خوشبختانه تعادلی که ازدواج ایجاد می کند به همان اندازه تاثیرات منفی، تاثیرات مثبت به همراه دارد.

داستان های پریان که در زمان کودکی برایمان می گویند فقط داستان اند. داستان واقعی جذابیت خیلی کمتری دارد و تلاش بیشتری هم می برد. برای ازدواج باید بخش خیلی بزرگی از خودمان را فراموش کنیم و خیلی آرزوها و خواسته های شخصیمان را مدتی متوقف کنیم. خیلی ها بعد از مدتی می فهمند آنچه که اول کار می خواستند خیلی با آن چیزی که آخر کار می خواهند فرق می کند. آیا همه اینها ارزشش را دارد؟ خیلی وقت ها زن و شوهر های خوشبخت می گویند که بله ارزشش را دارد اما یادتان باشد زن و شوهرهای خوشبخت هم یک شبه به آن وضعیت نرسیده اند. برای اینکه یک ازدواج دوام پیدا کند باید واقعاً به تعهدات پابرجا بمانید و مشکلات عاطفی، احساسی، ذهنی و فیزیکی خیلی زیادی را پشت سر بگذارید. ده سال اول را واقعاً به کشف رابطه می پردازیم. خیلی وقت ها تا زمانیکه مجبور می شویم با یک نفر زیر یک سقف زندگی کنیم، خودمان و همه پیجیدگی های خودمان را نمی شناسیم.

اگر چند وقت است که سردرگمید که باید ازدواج یکنید یا نه، توصیه می کنیم که کمی صبر کنید. این مسئله نشان می دهد که شما هنوز در این مورد تردید دارید و مطمئن به این کار نیستید. مطمئن باشید که وقتی زمان واقعی ازدواجتان رسیده باشد، آنوقت است که دیگر این تردید را ندارید و کاملاً از تصمیم خود مطمئنید.

منبع: مردمان

  نظرات ()
نقش زن در زندگی مشترک نویسنده: محمد حسین آسوده - ۱٥ تیر ۱۳۸٩

خانواده یک سازمان کوچک و بسیار دقیق و حساس است که به حضور کامل زن و مرد به عنوان دو فرد کامل که دارای رشد فکری و شخصیتی باشند نیازمند است. هرگز مفهوم ازدواج و زندگی مشترک ، پنهان شدن یکی در ذیل عنوان و مشخصات و اهداف دیگری نیست. آنچه که لازمه یک زندگی زناشویی موفق است احترام متقابل و تساوی حقوق زندگی بین زن و مرد است. حال اگر زنی بخواهد در هر مورد شانه از زیر بار مسئولیت ها خالی کند هر گونه امکان رشد و پرورش فکری را از خود سلب کرده است. گروهی دیگر از زنان هم همواره مردان را مورد ستایش قرار می دهند. آنچه که لازم است در اینجا یادآور شویم این است که ستایش کردن مردی برای محاسن اخلاقی وی ، هم منطقی است و هم زیبا. اما اگر بخواهیم مردان را مورد ستایش قرار دهیم فقط به این دلیل که آنها موجوداتی از نوع مخالف ما هستند نه تنها منطقی و پسندیده نیست بلکه کاری بس احمقانه می باشد. اینگونه رفتارها یک وابستگی مداوم و سلطه کامل را برای ما می آفریند و سبب می شود همانند یک کودک در انتظار شنیدن یک کلمه ستایش آمیز او بمانیم که شاید او هرگز به زبان هم نیاورد. اگر زنی بدون علت و بی هیچ شناخت شخصیتی زبان به ستایش یک مرد گشود دیگر نمی تواند از حقوق مساوی و آزادی و سازندگی شخصیتی برای خودش دم بزند.

لازم است بدانید مردان هم موجوداتی معادل زنان هستند، با کمی اختلافات جسمی که لازمه تکامل زندگی بشر است. همانطور که برای مردان لازم است قبل ازدواج کاملاً رشد فکری و شخصیتی پیدا کنند و تخصصی را کاملاً بیاموزند ، برای زنان هم لازم است قبل از ازدواج کاملاً رشد فکری و شخصیتی پیدا کنند و یک تخصص را بیاموزند. عده ای از زنان همواره می پندارند که هر آنچه در زندگی کم دارند یک مرد قادر است به راحتی به آنها بدهد. گاهی کمبود مادی است از قبیل ماشین، مسکن، یا لوازم زندگی که مرد می تواند به راحتی برای زن فراهم نماید. اما کمبودهای شخصیتی از قبیل قاطعیت ، قدرت انتخاب ، قدرت قضاوت ، صلاحیت زندگی ، لیاقت شخصی و موارد دیگر را هرگز یک مرد نمی تواند یک جا به زن بدهد. اگر مرد ، شایسته و فداکار باشد تنها در مواردی قادر است زن را یاری دهد. اگر به دختران بیاموزند که از هر فرصتی برای پرورش فکری و شخصیتی خود استفاده نمایند و زمانی که کاملاً آمادگی قبول مسئولیت را داشتند اقدام به ازدواج نمایند دیگر این چنین مشکلات و ناهنجاری ها برایشان پیش نخواهد آمد. این گروه از دختران قطعاً در انتخاب همسر موفق تر بوده و بعد از قبول مسئولیت هم به نحو احسن از عهده انجام آن برمی آیند.

ازدواج ، بنا نهادن یک خانواده است و خانواده یک سازمان بسیار دقیق و حساس است و به افراد بالیاقتی احتیاج دارد تا اموراتش را سازمان دهند. گروهی از زنان ازدواج را وسیله ای برای فرار از ماهیت وجودی خود می دانند و اغلب می پندارند ازدواج سبب می شود تا همه چیز باب میل آنها پیش رود. این گروه از زنان همیشه به دنبال مردی هستند که آنها را در همه مسائل و مشکلات حمایت کند. گاهی هم از شوهر در ذهن خود یک قهرمان افسانه ای می سازند. می پندارند شوهر فردی است که می تواند یک معشوق و یک محبوب کامل باشد که با بازوهای آهنین مشکلات را یکی پس از دیگری از میان بردارد و جاده خوشبختی را برای آنان همواز سازد. متأسفانه اینگونه زنان هرگز نمی توانند فردی را به عنوان یک همسر واقعی بپذیرند. زیرا توقعات بیش از حد آنان همسرانشان را تبدیل به ماشین یا ابزاری می کند که باید دائماً در پی برآوردن خواسته های آنان باشند و در بسیاری از موارد مشاهده شده است که این گونه رفتارهای غلط زنان موجب از هم پاشیدن پیوند مقدس ازدواج می شود و هرگز نمی تواند سبب شادی و ایجاد کانون گرم پر از محبت در خانواده شود.

گروهی دیگر از زنان ، خود را حقیر و کوچک شمرده و دائماً فکر می کنند که در چرخه زندگی ، مرد است که کمان بزرگتر و اساسی تر را تشکیل می دهد و این احساس حقارت و بی شخصیتی و بی اهمیتی نه تنها قبل از ازدواج ، بلکه بعد از ازدواج هم دائماً آنها را همراهی می کند و پس از گذشت چند ماهی از ازدواج ، از خود می پرسند، چه اتفاقی افتاد؟ چرا ازدواج هم نتوانست مرا خوشبخت کند؟ چگونه این بدبختی برای من پیش آمد؟ کدام قسمت مسئله غلط بود؟ اگر شما هم جزء این گروه از زنها هستید، چند لحظه مکث کنید و خود را بررسی کنید. هر چقدر درصد این توانایی در شما بیشتر باشد کارآیی و استقلال شخصیتی شما بیشتر خواهد بود و راحت تر درک خواهید کرد که هیچکس سبب ساز شادی و کامل کننده شخصیت شما نیست غیر از خود شما . هر چه بیشتر به خود متکی باشید راحت تر می توانید درک کنید که یک مرد شاید بعضی از احتیاجات شما را رفع کند ولی هرگز قادر نیست تمامی مشکلات شما را پاسخگو باشد. اگر فکر می کنید حتماً یک مرد باید کامل کننده شخصیتتان باشد با همه سعی و کوشش فردی خود قادر نیستید این تکامل شخصیتی را برای خودتان پیش آورید؛ زیرا محال است مردی علاوه بر شخصیت فردی خودش نیمه دیگر شخصیت زنی را یدک بکشد تا پس از ازدواج به او دهد و کاملش کند. اگر زنی این چنین راجع به خود و مردان فکر کند هرگز نمی تواند انتخابی صحیح و منطقی داشته باشد. زیرا مردی با ظاهری آراسته و اطو کشیده، یک دسته گل ، یک انگشتری الماس و با لاف زدن از رشادت و مردانگی خود به راحتی می تواند او را مجذوب خود نموده و خیلی سهل و آسان با احساسات او بازی کند و پس از مدتی او را همانند کالای دست دوم رها کرده و منجلاب زندگی را برایش عمیق تر و دامنه بدبختی را وسیع تر کند.

  نظرات ()
Factors of Successful Marriage in iran نویسنده: محمد حسین آسوده - ۱۳ اسفند ۱۳۸۸

The purpose of this study is to identify the factors of successful marriage accounts from self-described happy couples. For this purpose 300 couples were selected from among the staff of the industries, and the parents of students. The procedure undertaken is cluster sampling. So far two 3 couples who got a high score from ECS (1989) and described themselves as happy couples underwent an in-depth, semi-structured interview. The results show that successful couples trust, consult, are honest, believe in God, make decisions together, have commitment, friendly relationship, and rational objectives. Traditional couples and non-traditional couples differed only in the procedures of family management.

     Findings

As the first data collection on happy couples continues, the first results of the in-deep semi-structured interview have demonstrated that successful couples were introduced to each other by the relatives and all the couples had ethical, religious, cultural, social, economical common points. Traditional and non-traditional couples considered the items of Table 1, as the factors of successful marriage. Also, believed that the stability of their marriage is related to the items of Table 2,

Further Successful couples reported in the case of any disagreement at first grumbled and after a short time both husband and wife tried to convince each other through reasoning or one of them made concessions to end the argument between them. The personal characteristics that they attributed to each other were same about each of them. These couples had intimate relationships with each other and with other people. If their relationships with others had a negative impact on their relationship with each other they quickly terminated those problematic relationships. Successful couples passed their leisure time with their family and parents and had a good sense of humour because they believed that life with no humour becomes boring. All of them laid much emphasize on the training of their children. They believed that no training could be superior to parents' training. The only difference between traditional and non-traditional couples was in the family management in that in the traditional marriage both husband and wife believed that the man should have the last word and in these families the financial decisions were made by the husband. In traditional families both the husband and the wife believed that the man is responsible to earn his families livelihood and the woman is responsible for doing the housework and training children.

Discussion

The data of happy first 3 couples supports the important of the four areas formed in the literature:

Commonalities: lucky couples had common points in personality, economical and social status. The previous researches also emphasize that personality commonalities of couples anticipates a good marriage and similar researches prove that equity in marriage depends on the racial similarities (Russell & Wells, 1991). Also documents indicate that marital prosperities depend on the perception of the similarities between the wife and the husband (Corsini, 1956). This means the more husbands and wife are similar to each other; the more successful they will be in their marriage.

Equity: Mckenzie (2003) posits that perceived equity in love or attachment may be an important predictor of whether the couple stays together. Steil and Turetsky (1987) suggest that equality is most conducive for building intimate relationship. As it was identified the difference between the traditional and non-traditional couples is their view about the gender role traditional couples considers the husband responsible for the management of family and non-traditional couples describe their relationships as a friendly one. This finding confirmed the inconsistency theory that assumes couples report low marital quality and overall happiness if wives’ statuses are higher than their husbands’ (Gong, 2007). Also, the researches undertaken by Mckenzie (2003) demonstrated that lucky couples have friendly relationships.

Communication: All the couples who were interviewed emphasized that they have a healthy and harmonious relationship Gottman (1994) suggests that key to improving marriage is learning how you argue.                    

And the lucky couples indicated that after a disagreement and argument they end it quickly and reached to an agreement on that subject. In a longitudinal study by McNulty (2008) it was identified that the couples, who have less aggressive behaviour towards their each other, would experience a longstanding marital life and a high marital satisfaction. They are more generous towards others. Our research emphasized this point as well and we can claim that lucky couples were generous towards each other and others. This study supports the finding of Fletcher, Thomas, and Durrant (1999), who suggest that a good communication model creates high levels of accommodation and involves managing the expression of negative cognitions and emotions by not expressing them, or by responding in a positive or diplomatic fashion.

Marital satisfaction: researchers have found that perception influences marital satisfaction (Mckenzie, 2003) Michalos (1986) created the ideal-real gap theory which proposed that discrepancies between what an individual perceives and what is ideal may affect satisfaction or happiness. The lucky couples in our study did not differentiate between the realities of life and their ideals. They considered themselves as realists.

 

Limitations: Industrial centres did not have a good cooperation in putting their staff at our disposal for gathering data. Another limitation imposed on this study is that the data collection of 10 happy couples has not finished yet.

Recommendation: Doing research on more social, economic, background and racial samples and comparing it with different researches.

 

I am grateful to Dr. David Olson and all those who assisted us in this work and without their assistance this work would not become a reality.

 


 

 

 

 

  نظرات ()
زن زیبا بهتر است یا زن باهوش ؟ نویسنده: محمد حسین آسوده - ۱٧ آذر ۱۳۸۸

مردها از ازدواج خود چه می‌خواهند ؟

محققان اعتقاد دارند که مردها به خاطر دلایل بیولوژیکی طالب زیبایی هستند. درست است که هنوز کمی در ابراز احساساتشان سرسخت هستند اما به دنبال کسی هستند که بتوانند آزادانه با او مسائل احساسی و روحی-روانی خود را در میان بگذارند.

مردها چطور انتخاب می کنند؟

آشکار است که نقش زنان در جامعه رشد کرده و مردها هم می بایست خود را این تغییر وفق دهند. مطمئناً، برخی از محرکات قدیم ، مثل کشش و جذب به زیبایی ، هنوز هم در انتخاب های آنان تاثیر می گذارد. اما امروز، مردانی راحت تر هستند که همسرانشان شغلی برای خود داشته باشند و همینطور توقع داشته باشند که شوهرشان در کارهای خانه به آنها کمک کند. و با هرچه برابر شدن نقش زن و مرد، آنچه مردها از زن زندگیشان می خواهند به آنچه زنها از شوهرانشان توقع دارند شبیه شده است ، یعنی محبوب و معشوقی که همه ی نیازهای احساسی و فکری آنها را برآورده کند.

 

مردها هنوز هم به همان میزان سابق خواستار ازدواج هستند. درواقع ، ۹۴ درصد از نوجوانان امریکایی در ذهن خود برنامه دارند که روزی ازدواج کنند و ۹۲ درصد از آنها به بچه دار شدن هم علاقه مندند.

این آمار از سال ۱۹۷۷ حتی از میزان دخترهایی که برای ازدواج برنامه ریزی می کنند هم بالا زده است ( درواقع ۶۹ درصد از همه ی افراد بزرگسال در امریکا متاهل هستند و فقط ۸ درصد از آنها طلاق گرفته اند ) .

اما این روزها مردها دیرتر ازدواج می کنند. امروزه سن متوسط ازدواج برای آقایان ۲۷ است درحالیکه در سال ۱۹۶۰، ۲۳ بوده است. اما چرا ؟ دکتر دیوید پوپنو روانشناس و مدیر پروژه ی ازدواج ملی در دانشگاه راجرز نیو جرسی، یکی از دلایل آن را وجود سکس و رابطه ی جنسی قبل از ازدواج در جوامع غربی می داند. اما وقتی نوبت به انتخاب همسر می رسد، مردهای جوان بسیار با احتیاط عمل می کنند.

دکتر پوپنو توضیح می دهد ، " خیلی از این جوانان والدینی دارند که از هم طلاق گرفته اند یا دوستانی دارند که پدر و مادرشان از هم جدا شده است. به همین خاطر دوست ندارند این تجربه دوباره تکرار شود. "

فراتر از این، مردها امروزی در مقایسه با پدرانشان به دنبال نوع متفاوتی از زن ها هستند. و دیگر آن زمان که مردها فقط نان آور خانه بودند و وظیفه ی زنها خانه داری و بچه داری بود به سر آمده است.

وقتی در سال ۱۹۳۹ از مردها سؤال شد که آیا قبول می کنند همسرانشان با حقوقی معادل ۵۰ دلار در هفته (که آن زمان درآمد خوبی به شمار می رفت) به کار مشغول شوند، پاسخ ۶۳ درصد از آنها منفی بود.

حتی در سال ۱۹۷۷ هم تقریباً %۷۰ از مردها احساس می کردند که برای زنانشان بهتر است در خانه بمانند. اما پروژه ی تحقیقاتی ازدواج ملی در سال ۲۰۰۱ تغییر شگرفی در این اعتقادات را نشان داد: %۴۲ از مردان مجرد ۲۰ تا ۲۴ ساله اظهار داشتن که برای آنها داشتن همسری که خود شغل و درآمد دارد بسیار بهتر از زنی است که فقط به کارهای خانه داری مشغول است.

و در سال ۲۰۰۲، ۵۵ درصد از مردان ادعا کردند که از نظر آنها کار کردن خانمشان در خارج از منزل حتی باوجود بچه عاری از اشکال است.

این روزها مردها نه تنها خوشحال می شوند که همسرشان هم بتواند در درآمد زایی با آنها شریک باشد بلکه اینکه همسرشان بتواند درآمدی به اندازه آنها یا حتی بیشتر داشته باشد، را تحسین می‌کنند. براساس تحقیقات انجام گرفته تعداد زوج هایی که در آن درآمد زن بیشتر از شوهر بوده از ۱۶ درصد در سال ۱۹۸۱ به ۲۳ درصد در سال ۱۹۹۶ افزایش داشته است. سامان می گوید، “این روزها اگر همسرمان بتواند به اندازه ما یا بیشتر درآمد داشته باشد، دیگر به حس مردانگی ما لطمه ای نمی زند.” (البته تحقیقات نشان میدهد که مسائل مالی زنان را هم نگران نمی کند و تقریباً ۸۰ درصد از زنان بین ۲۰ تا ۲۹ سال تصور می کنند شوهرشان بهتر است درک و فهم بالا داشته باشد تا وضعیت مالی عالی).

در عین حال، مردها دیگر چندان گرفتار طلسم کار نیستند و برای تکمیل خوشبختی خود به دنبال زندگی خانوادگی هستند.

طبق تحقیقات انجام گرفته در سال ۱۹۹۷ در نیویورک، ۷۰ درصد از مردان متاهل درمورد میزان ساعاتی که در محل کار می‌گذرانند و میزان ساعاتی که با خانواده سپری می‌کنند، در کشمکش هستند. پدر بودن این روزها مفهوم تازه ای پیدا کرده است. ۹۳ درصد از پدرای که بچه های مدرسه ای دارند حداقل هفته ای یکبار فرزندانشان را بغل می‌کنند (که در مقایسه با دهه ی قبل این آمار ۹۰ درصد افزایش داشته است.) و با وجود اینکه مردان حداقل نیمی از کارهای خانه را با همسرشان شریک می‌شوند، نسبت به سال ۱۹۶۵ که فقط یک ششم کارهای خانه بر عهده ی مردان بود، پیشرفت زیادی صرت گرفته است. سامان می گوید، " چون این روزها هر دو طرف شغل دارند و سر کار می روند، مردها دیگر نمی توانند از بهانه ی " من نان آور خانه هستم " استفاده کنند. ما خودمان همه ی سعیمان این است که کارها را ۵۰-۵۰ تقسیم کنیم. خانمم آشپزی می‌کند و من ظرفها را می‌شویم و از این قبیل… "

یافتن همسر و همدم واقعی

بالاتر رفتن زمینه ی بازی در مورد کار و مراقبت از بچه ها، باعث شده است که مردها بیشتر به مسائل احساسی گرایش پیدا کنند.

در پروژه ی تحقیقاتی که در سال ۲۰۰۱ انجام گرفت، مشخص شد که ۹۴ درصد از مردان بین ۲۰ تا ۲۹ سال می خواهند با کسی ازدواج کنند که فراتر از هر چیز دیگر بتواند نیازهای احساسی آنها رابرآورده کند. دکتر پوپنو اعتقاد دارد، “مردها می گویند که به یک همراه و همدم روحی و روانی نیاز دارند ، کسی که بتواند احساسات و آرزوهایشان را با آنها سهیم شود. آنها کسی را نمی خواهند که فقط بتواند کهنه ی بچه عوض کند یا ظرف ها را بشوید. آنها یک همدم و محبوب واقعی می‌خواهند.”

در واقع تعداد مردانیکه این روزها به دنبال یک همسر و معشوق واقعی هستند به اندازه خانم ها شده است. دکتر نِیل کلارک وارن، روانشناس بالینی که بر روی هزاران زوج تحقیق و بررسی انجام داده است می گوید : " فکر نمی‌کنم این چیزی باشد که مردها به اجبار به آن رسیده باشند. به نظر من به این دلیل است که مردها هم مثل زنان به دنبال مفهوم بیشتری از زندگی هستند. "

دکتر پوپنو نگران این است که مردهای امروزی برای پیدا کردن همسری که بتواند به طور کامل نیازهای عاطفی و احساسی آنها را برآورده کند، فشار زیادی به خود می آورند. در تحقیقی که سال گذشته بر روی ۶۰ مرد مجرد در ۲۰ تا ۴۰ سالگی انجام گرفت، دلایل این مردان برای ازدواج نکردن و مجرد ماندن مشخص شد ، ترس از تسالم و سازش، خطرات مالی طلاق، میل به ادامه ی لذات زندگی مجردی ، اما خیلی از آنها هم ادعا کردند که هنوز نتوانسته اند زوج مناسب خود را پیدا کنند و درصدد یافتن آن هستند.

دکتر پوپنو اعتقاد دارد که مردها خیلی توقعشان را بالا نگه داشته اند . و در مقایسه با آشپزی و تمیزکاری، نیازهای روحی – روانی پیچ و خم بیشتری دارد.

زیبایی در مقابل هوش

هیچ شکی نیست که مردها هنوز هم به دنبال صورت زیبا هستند. در تحقیقی که سال ۱۹۹۹ انجام گرفت مشخص شد که ۴۳ درصد از مردها قبول کرده اند که قبل از هر چیز به خاطر مسائل ظاهری مجذوب زنان می‌شوند، و ۳۵ درصد از آنها نیز ادعا کردند که به دنبال زنان باهوش هستند. ( اما در تحقیق مشابهی که روی زنان انجام گرفت مشخص شد که فقط ۲۴ درصد از آنها به دنبال ظواهر هستند و برای ۶۰ درصدشان هوش و ذکاوت طرفشان حرف اول را می زند )

زیبایی حتی پول را هم جذب خود می کند. وقتی در تحقیقی از مردان سؤال شد که آیا دوست دارند با زنی زیبا اما فقیر ازدواج کنند یا زن زشت اما ثروتمند، ۵۵ درصد از آنها مورد اول و فقط ۲۳ درصد از آنها مورد دوم را انتخاب کردند. (اما وقتی همین سؤال از زنان پرسیده شد، مشخص شد که ۲۸ درصد از آنها زیبایی را به ثروت ترجیح می دهند و ۳۷ درصد اعتقاد داشتند ثروت مهمتر از زیبایی ظاهری است).

محققان اعتقاد دارند که مردها به خاطر دلایل بیولوژیکی طالب زیبایی هستند. و مردها حتی وقتی پا به سن می‌گذارند هم به دنبال زنانی جوانتر و زیباتر از خودشان هستند. پروفسور جان مارشال تونسند در این زمینه می‌گوید ، " می‌دانم شاید خانم ها دوست نداشته باشند این را بشنوند، اما در جوامع غربی یک مرد ، حتی مردهای تک همسری ، وقتی یک زن زیبا و جذاب را می‌بیند، به داشتن رابطه با آن زن فکر می‌کند ! "

در واقع، طبق تحقیقی که در سال ۲۰۱ در دانشگاه ورمونت انجام گرفت، اینطور دریافت شد که ۹۸ درصد از مردان متاهل در آمریکا در مورد داشتن رابطه با کسی غیر از همسرشان رویاپردازی می‌کنند ( درمقابل ۷۸ درصد از خانم ها که به کسی غیر از همسرشان فکر میکنند )

مغلوب وسوسه ها شدن هم مسئله ای دیگر است. در واقع، کمتر از ۵ درصد از مردها در جوامع غربی در یکسال، روابط خارج از ازدواج دارند (درمقایسه با آمار خانم ها که ۲ درصد است) و نزدیک به ۸۰ درصد از مردان طی دوران ازدواج به همسرانشان وفادار می مانند (درمقایسه با ۹۰ درصد خانم ها).

اما گرایش بیولوژیکی مردها به سمت زیبایی آنقدرها هم که فکر میکنیم در انتخاب آنها تاثیر نمی گذارد. مثلاً تاثیر زیبایی در انتخاب های مردان بسیار به سطح تحصیلات آنها مرتبط است؛ مردهایی که تحصیلات متوسطه دارند، ۲/۲۱ مرتبه بیشتر از آنها که تحصیلات دانشگاهی دارند به زیبایی اهمیت می‌دهند. رابرت گلاور، روانشناس، در این رابطه می گوید، " اینکه کسی دوستتان بدارد مطمئناً مهمتر از زیبایی و قیافه ی اوست. "

مردها همچنین به زنانی که از رابطه زناشویی لذت می برند هم گرایش دارند. طبق تحقیقی که در سال ۲۰۰۰ انجام گرفت، اینطور استنباط شد که ۸۰ درصد از مردان جوان میخواهند شریک زندگیشان شور و حرارت زیادی در روابط زناشویی داشته باشد (۷۳ درصد از خانم ها هم همین را می خواستند). اما مردها، مثل زنان، درمقابل کسانی که بیش از اندازه فعال باشند، محتاط عمل میکنند.

در تحقیقی که در سال ۱۹۹۷ انجام گرفت مشخص شد که هر دو جنس، میزان کم تا متوسط از دانش زناشویی را در فرد مقابلشان ترجیح داده اند ، که متخصصین عقیده دارند این نشانه ی ترس آنها از بی وفایی همسرانشان بوده است.

بیولوژی در مقابل واقعیت

مردهای امروزی معمولاً به روشی عمل میکنند که مخالف محرک های تکاملی است. دکتر نیل کلارک وارن، که یک بنگاه زوجیابی را هدایت می کند، خاطرنشان می کند که بسیاری از مراجعین مرد او به دنبال زنانی هم سن خودشان هستند.

بعلاوه، او به تجربه دریافته است که مردها، برخلاف امر بیولوژیکی برای تولید مثل، زنانی را ترجیح می دهند که خود صاحب فرزند باشند. وارِن می گوید، " ما دریافته ایم که مردها هرچه سنشان بالاتر می رود، میل و علاقه اش برای ناپدری شدن بیشتر می شود. واقعیت این است که وقتی سنتان بالای ۳۵ باشد، زنانی که برای ازدواج با شما مناسب باشند کسانی هستند که بچه دارند. "

و مسئله ی تجربه ای مطرح می شود که مردها با بالا رفتن سنشان به دست می آورند، و تاثیری که این تجربیان می تواند بر طرز تفکرشان داشته باشد. جان گاتمن محقق دانشگاه واشنگتن میگوید، " مردان جوان به دنبال زنان زیبا و جذاب هستند، اما مردهای میانسال به دنبال همسری مهربانند "

مورگان کِنِی ۵۸ ساله که مدیر موزه ای در چاپِل هیل در کارولینای شمالی است میگوید، بعد از دو ازدواج و چند رابطه که هیچکدام به ثمر ننشسته، او دریافته است که آنچه که او واقعاً آرزویش را داشته، همسری بوده که از نظر احساس صادق و عمیقاً روحانی باشد.

او بالاخره این خصوصیات را در همسر سومش پیدا می کند که زنی ۴۴ ساله و دلال املاک است. این دو علایقی مشابه در هنر و عکاسی دارند اما به عقیده خودش آنچه واقعاً در آن مشترک اند، همراهی و وفاداریشان به همدیگر است.

خوشبختانه، مردهای امروزی به دنبال کسی هستند که در همه ی مسئولیت های ازدواج، از پول درآوردن گرفته تا بزرگ کردن بچه ها، با آنها شریک باشد. درست است که هنوز کمی در ابراز احساساتشان سرسخت هستند اما به دنبال کسی هستند که بتوانند آزادانه با او مسائل احساسی و روحی-روانی خود را در میان بگذارند

  نظرات ()
برخی از معیارهای ازدواج که کم تر به آن ها توجه می شوند نویسنده: محمد حسین آسوده - ٢ آذر ۱۳۸۸


آیا تا به حال از خود یا فرزندانتان سوال کرده اید که معیارهای واقعی ازدواج برای برخورداری از یک زندگی واقعی چیست؟ یا زندگی ایده آل و لذت بخش چگونه شکل می گیرد؟
اغلب پدر و مادرهای ایرانی علاقه بسیار وافری به فرزندان خود و آینده آن ها دارند و به همین جهت تمامی تلاش خود را از همان دوران کودکی برای رشد و تربیت فرزندان به کار می گیرند. آن ها فرزندان خود را تحت شرایط مطلوب اقتصادی و اجتماعی رشد می دهند و از مدارس پیشرفته و توانمند برای تحصیلات بدون نقص آنها بهره می برند. بهترین کلاس های آموزش هنر، تکنولوژی، زبان و ورزش را برای آمادگی همه جانبه عزیزانشان محیا می کنند و همه این ها مستلزم زحمات و مشکلات متعددی است که والدین برای تربیت بی نظیر فرزندانشان با آغوش باز متحمل می شوند.

اما برخی از این پدر و مادرها علیرغم این که حساسیت فوق العاده ای به تربیت صحیح فرزندان خود دارند، بازهم مهم ترین قسمت زندگی آن ها را نادیده می گیرند یا دست کم آن طور که باید مورد توجه قرار نمی دهند. آن ها فراموش می کنند که ازدواج و شروع زندگی مشترک فرزندانشان بیش از هر موضوع دیگری اهمیت دارد و نیازمند آموزش و انتقال تجربه است.

ازدواج و شروع یک زندگی مشترک از مواردی هست که به علت استمرار و پیوستگی ممتد در زندگی افراد موجب می شود تا زن و شوهر به صورت مشترک هر موضوعی را با هم تجربه کنند. انواع مشکلات، موفقیت ها،شادی، غم و قصه ها، حوادث و اتفاقات خوشایند یا تاسف بار و اختلافات و تفاهم ها. این تغییر وضعیت در طول یک زندگی مشترک مستلزم قابلیت ها و تفکرات مشترکی بین زن و مرد است تا از برخورد موج شدید این نا همواریها با پایه های زندگی، اساس آن دچار لرزش و شکاف نگردد.

اهمیت دوران پیش از ازدواج(نامزدی)
زندگی زناشویی متشکل از تجاربی است که با آزمون و خطا صورت می گیرد اما این آزمون و خطا تاریخ و مهلت مشخصی دارند که اگر از زمان آن ها بگذرد تبدیل به نفاق و درگیری و درنهایت جدایی خواهد شد.

زمان به موقع این آزمون و خطاها قبل از شروع زندگی مشترک و در دوره آشنایی یا نامزدی است که هر دوطرف با در نظر گرفتن عقاید و آداب مرسوم خانوادگی ارتباط کنترل شده ای را بایکدیگر آغاز می کنند.

در اصل این رابطه تنها برای شناخت خصوصیات و رفتارهای دو طرف نسبت به یکدیگر است و هرگز نباید این باور را به وجود بیاورد که این دوره مرحله مقدماتی ازدواج است و خواسته و ناخواسته باید ادامه راه به همین منوال صورت پذیرد. باید پذیرفت که این دوره فقط برای آشنایی، شناخت و محک یکدیگر است نه بیشتر. به زبانی ساده تر، یعنی هر جا که دو طرف احساس کردند که واقعا شکاف و اختلافات اساسی بین آن ها وجود دارد بهتر است که از ادامه راه خودداری کنند و بر عقاید و باورهای غلط خود و خانواده که مبنی بر بی آبرویی یا نگون بختی دختر و ضربه روحی هر دوطرف است یا مایه ننگ و حقارت خانواده است دست بردارند. زیرا این بهانه ها تنها یک باور غلط است که وجود منطقی و خارجی ندارد و از اساس اشتباه است. ضمن اینکه تحمل چند وقت ناراحتی و روحی و شکست عشقی خیلی راحت تر، معقولانه تر و واقع بینانه تر از یک عمر زندگی اشتباه و نابه جا با انواع مشکلات کوچک و بزرگ است.

اشتباه بزرگ
پدر و مادری که یک عمر زندگی خود را وقف تربیت صحیح و آموزش موفق فرزند خود کرده اند نباید به خاطر باورهای غلط و عقاید اشتباه خود هرچه رشته اند را پنبه کنند. بله دوران نامزدی هزینه دارد، جشن و میهمانی دارد، دلبستگی دارد و خیلی موضوعات دیگر. اما این ها به هیچ عنوان دلیل خوبی برای ادامه راهی نیست که عاقبت خوشی ندارد. درست است باید به فرزندان آموخت که سنگ صبور مشکلات باشند و با هر اتفاقی که به نظرشان ناخوشایند نمی آید، شانه خالی نکنند اما اختلافات عمیق، عقاید متضاد، عدم علاقه قلبی به یکدیگر و مواردی از این قبیل مشکلات کوچکی نیستند که با گذشت زمان مرتفع شوند یا در زندگی های امروز نادیده گرفته شوند. باید این واقعیت را پذیرفت که فرزندان ما در شرایط و روزگازی غیر از ما زندگی می کنند و بین دوران عشقی ما و دوران عشقی آن ها دست کم چندین دهه فاصله است.

معیارهای ناگفته ازدواج
در ابتدا باید به فرزندان آموخت که معیارهای مهم و اساسی زندگی مشترک خود را دریابند. البته به این علت که فرزندان قبلا تجربه این چنینی نداشته و اطلاعات و آگاهی کافی در این زمینه ندارد، نمی توانند وجوه مختلف یک زندگی ایده آل را بشناسند و اهمیت یک به یک آن ها را درک کند. به همین خاطر لازم است تا والدین هرکدام در جای خود نکات مهم و اساسی یک زندگی مشترک را صادقانه،‌صریح و بدون کاستی برای آن ها متذکر شوند و مزایا و معایب هرکدام را به روشنی یادآور گردند تا فرزندشان با آگاهی نسبی بتواند معیارهای خود را تقویت و هدایت نماید.

برخی از نکاتی که در زندگی زناشویی زمینه ساز یک زندگی ایده آل و لذت بخش است و بایدمورد توجه قرار بگیرد و بهتر است که جوانان به آن نظری داشته باشند، از این قرار است.

- عدم اختلاف در عقاید مذهبی، فرهنگی و اجتماعی

- تراز تحصیلی و شغلی(بستگی به سلایق زن و شوهر دارد ولی باید مورد توجه قرار بگیرد) البته در این مورد دختران بهتر است از نظر همسرشان در رابطه با فعالیت های اجتماعی و شغلی خود در زندگی مشترک آگاه شوند و در آن زمینه به توافق قطعی برسند.

- تناسب اندام و همچنین اهمیت به چاقی یا لاغری یکدیگر

- تمایل داشتن به علاقه مندی های یکدیگر و پذیرفتن آنها

- شخصیت و فرهنگ خانوادگی و نحوه تفکر و نگرش والدین همسر

- انطباق برنامه های آینده و توافق در اجرای اهداف طرفین و تحمل عواقب آن. مثلا شاید دختری بعد از ازدواج قصد ادامه تحصیل دارد و همسر او در دوران نامزدی با این موضوع موافقت می کند اما با شروع زندگی مشترک، شروط و محدودیت هایی را برای تحقق این موضوع قایل می شود. مانند این که از تحصیل او در شهرهای دیگر یا دانشکده های خاص جلوگیری می کند و یا از پرداخت هزینه آن خودداری می کند.

- توافق در موعد فرزند داری

- توقعات و خواسته های شخصی از یکدیگر

- نوع تمایلات و توقعات جنسی

- محدودیت ها و آزادیهایی که برای یکدیگر قایل می شوند.

- چگونگی کنترل بحران و وضعیت های دشوار توسط طرف مقابل(که نیاز به بررسی و دقت، بدون اطلاع همسر دارد.)

- میزان عصبانیت و چگونگی کنترل آن و اینکه عصبانیت وی منجر به چه اتفاقاتی خواهد شد.

- عدالت و انصاف در رفتار و اعمال

- اهمیت به حرام و حلال

- رعایت قوانین و حقوق دیگران

- میزان رعایت نکات اجتماعی و فرهنگی

- میزان انعطاف پذیری از خود گذشتگی

- میزان ظرفیت انتقاد پذیری و تغییر پذیری

- میزان توجه و حرف شنوی از پیشنهاد و خواسته های طرف مقابل

- پرستیژ و شخصیت رفتاری گفتاری

- میزان منطق و درک قضایا

- اهمیت به نظافت و پاکیزگی شخصی و عمومی

- میزان اهمیت به وضعیت و پوشش ظاهری و نوع راه رفتن، نشستن و غذا خوردن

- میزان صبر و تحمل و بردباری

- نوع تصور و چگونگی رفتار در رابطه با خانواده همسر

- میزان توجه به سلامت و رفاه همسر و خانواده

- میزان تفاهم در مسایل اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی

- اهمیت به نحوه زندگی پدر و مادر وی. به این علت که فرزندان در زندگی زناشویی اغلب پدر و مادر و نزدیکان خود را الگو قرار می دهند توجه به زندگی نزدیکان وی خالی از لطف نیست .

- تعداد جمعیت خانواده همسر و تفات آن با جمعیت خانواده خود
- عقاید، تعصبات و آداب رسوم قومی
- نژاد و قومیت خانواده همسر و وضعیت اجتماعی که در آن رشد و تربیت یافته است
- اختلاف های تربیتی و تادیبی که ناشی از نگرش متفاوت والدین است

چگونگی برخور با مشکلات، میزان سازگاری و تصور در مورد طلاق و یا ادامه زندگی و دیدگاه آن ها در مورد طرف مقابل نکاتی است که ذهنیت فرد را تحت تاثیر خود قرار می دهد و لازم است که از آن ها شناخت کافی به دست آورد.

- میزان و چگونگی ارتباط با جنس مخالف که این هم می تواند تحت تاثیر رفتار خانوادگی قرار بگیرد.

- میزان شرم و حیا و احترام به دیگران

- میزان حسادت ، خساست و تفکر اقتصادی و مدیریت بحران و آینده نگری هم از نکات مهم و قابل توجهی هستند که باید مورد بررسی قرار بگیرند

حرف امروز

چنین گفت زرتشت........عاشق عاشق شدن باش و دوست داشتن را دوست بدار از تنفر متنفر باش به مهربانی مهر بورز با آشتی آشتی کن و از جدایی جدا باش

  نظرات ()
با همسر خود چگونه رفتار کنیم. نویسنده: محمد حسین آسوده - ٢٦ شهریور ۱۳۸۸

در زندگی مشترک خود اگر بتوانید همسرتان را درک کنید و رفتار محترمانه ای را با او داشته باشید این قول را به شما می دهم که خوشبختی از آن شماست - گوارای وجود - در ضمن زندگیتان خیلی زیبا و شیرین میشود.


حالا این چند توصیه را بخوان و در زندگی مشترکت به کار ببر...


1. به همسر خود احترام بگذارید و با وی محترمانه صحبت کنید و در ارتباط با او از عواطف سرشار و محبت بسیار دریغ نورزید.

2. همسر خود را فردی مستعد کمال، با ارزش و برخوردار از کرامت انسانی، پیشرفت و تحول بپندارید.

3. به پیشرفت و ترقی و رشد شخصیت همسر خود علاقه مند باشید و زمینه را برای تحقق این امر فراهم نمایید و از این طریق کانون خانواده را از زوال و فرسایش تدریجی مصون سازید و عرصه زندگی را برای نوآوری‌ها بگشایید.

4. زمینه را برای پرورش احساسات مثبت و عواطف سازنده نسبت به همسر خود فراهم سازید و از داد و ستد عاطفی به سه شیوه قلبی، کلامی و عملی استفاده کنید. به شریک زندگی خود ابراز محبت کنید، اورا قلباً دوست بدارید و با زبان عمل هم این امر را ثابت نمایید.

5. محبت خود را به همسرتان به صورت عملی نیز نشان دهید. سعی کنید در روز تولد او، یاسالگرد ازدواج و یا مناسبت‌های دیگر به او هدیه دهید و از این طریق محبت خود را ابراز نمایید.

6. سعی کنید با همسرتان تفاهم و رابطه حسنه داشته باشید. این تفاهم می‌تواند در حضور دیگران و یا در فضای خلوت زندگی صورت پذیرد . این امر مستلزم بهره‌گیری از "هنر خوب شنیدن و خوب گوش دادن" است. پس سعی کنید در هنگام گفتگو با همسرتان، به دقت به گفتار او توجه کنید و اجازه دهید که مطالب خود رابه طور کامل بیان کند.

7. باور کنید که همسرتان انسانی است منحصر به فرد و واجد ویژگی‌های شخصیتی مثبت و منفی. لذا از مقایسه او با دیگران به شدت بپرهیزید. سعی کنید او را با گذشته‌اش مقایسه کنید و تغییرات رفتاری و پیشرفت فکری و اخلاقی وی را تحسین نمایید.

8. سعی کنید حالات و روحیات همسر خود را بشناسید و فهرستی از آرزوها و علائق وی تهیه کنید و از انتظارات او آگاه شوید. سپس خود را به تأمین خواسته‌ها و علائق منطقی و اصولی وی ملزم نمایید.

9. باور کنید که هر کلمه و گفتار شما، در بر دارنده بار عاطفی و روانی است که بر وجود شنونده تأثیر مثبت و منفی دارد لذا سعی کنید از زبان گرم، نرم، ملایم، و توأم با احترام و محبت استفاده کنید. هرگز از کلمات موهن،‌ ملالت‌آور و تحریک‌آمیز استفاده نکنید.

10. سعی کنید برای نیل به تفاهم و مناسباتِ بیشتر با همسرتان، از صداقت و راستی استفاده کنید. باور کنید که رمز خوشبختی و توفیق بسیاری از خانواده‌ها، صادق بودن آنها و بهره‌گیری از این صفت برجسته انسانی بوده است.

11. از لجاجت و رقابت ناسالم با همسرتان جداً پرهیز کنید و جای آن را به یکدلی، یکرنگی، صمیمیت و رفاقت بدهید. باور کنید یکی از مهمترین عوامل تزلزل در بنای خانواده و آغاز نابسامانی و مشکلات خانوادگی، لجبازی دو همسر با هم و عدم پذیرش یکدیگراست. سعی کنید همسرتان را آنگونه که هست بپذیرید و روابط خود را بر پایه دوستی و محبت تنظیم کنید.

12. به اصل تفاوت های فردی معتقد باشید و باور کنید که زن و شوهر دو موجودند که از نظر هوش و استعداد و علایق و خصایص جسمانی و اخلاقی تفاوت‌هایی دارند. سعی کنید حداکثر توافق بین خصایص شما و همسرتان به تدریج برقرار گردد. وجود یکدیگر را مکمل و متمم هم بدانید و به تکامل هم کمک کنید.

13. سعی کنید خود را برتر و بالاتر از همسرتان نبینید. و او را شریک زندگی بدانید و به این نکته توجه کنید که درجات تحصیلی، موقعیت اجتماعی، وضعیت سنی و امکانات مالی شما، باید بر میزان فروتنی و خضوعتان بیفزاید. بخصوص زمانی که در پیشرفت های تحصیلی و موفقیت های مادی شما، همسرتان نقش اساسی داشته است.


  نظرات ()
سوالاتی که در جلسه خواستگاری باید مطرح شوند نویسنده: محمد حسین آسوده - ٧ امرداد ۱۳۸۸
منبع: سایت همدردی

من بیشتر دوست دارم به جای ماهی به شما  ماهیگیری را یاد بدهم. یعنی نحوه سئوال ساختن را می گویم، سئوال را خودتان طرح کنید . 

 

نکاتی وجود دارد که در طرح سئوالات جلسات خواستگاری ، شناسایی دختران و پسران در رابطه هایشان یا ....، کمک می کند که فرد شناخت عقلانی ( نه احساسی) نسبت به طرفش کسب کند باید دارای شرایطی باشد که بعضی از آنها به قرار ذیل است:

1 - فکر نکنیم که سئوالات باید استاندارد شده و از پیش تعیین شده  و با جوابهای مشخص باشد، باید هنگام گفتگو مانند آدم آهنی خشک نباشیم و سعی کنیم سئوالات را در همان جلسه نسبت به هرچیزی که مبهم هست، طرح کنیم.

2 -  سئوالات کلی برای شروع خوبست ولی فایده های آن اندک هستند. مثلا این سئوالات:

نظر شما در مورد حجاب چیست؟

-  شما چه توقعی از همسر آیند ه ات داری؟

 - شما نظرت در مورد اخلاق و ایمان چیه؟

-  میعارهای شما برای ازدواج چیست؟

-  شما چه نقشی برای  زن در خانواده ، یا چه نقشی برای مرد در خانواده قائل هستید؟

چون سئوالات این چنین کلی، حتما جواب کلی دارد و جوابهای کلی چون مبهم و ناشفاف هستند ، طرفین همانطور که دوست دارند بر اساس ذهنیات خود تفسیر می کنند و این مفهوم شناخت از یکدیگر را با تحریف روبرو می سازد 

 

3 -  به جای سئوالات کلی، سعی کنید مفاهیم را به زودی به طرف مصداق ها و مثالهای عینی بکشانید، و با طرح مسئله فرد را در موقعیت قرار دهید. موقعیت هایی که هر روز در زندگی خانوادگی افراد پیش می آید و زوجین نسبت به آن واکنش احساس، فکری یا رفتاری نشان می دهند.

شما بهتر است به عنوان مثال به جای اینکه این سئوال کلی را بپرسید که نظرتان در مورد حجاب چیست؟ می توانید سئوالات جزئی زیر را بپرسید؟ 

 

آیا آقایان هم باید حجاب داشته باشند؟ اگر بلی چند تا مثال بزنید؟

آیا شما خانواده ای را دیده اید که به خاطر رعایت نکردن حجاب از طرف مرد گسسته شده است؟

آیا به نظر شما برای حجاب خانم حتما چادر ضروریست؟

آیا مانتو و مقنعه را حجاب می دانید؟

آیا روسری و لباس پوشیده مثل بلوز و شلوار حجاب هست؟

آیا خانم می تواند بین افراد نزدیک مثل پسر عمو، دوست ، پسر خاله، یا اقوام بدون روسری باشه؟

آیا تفاوتی بین پوششی که خانم با شوهرش داره و پوششی که با پسر خاله اش داره وجود داره، تفاوتش چیه؟

آیا به فرض پذیرش حجاب مورد نظر شما، کار خانم در محیط هایی که کاملا مردانه هست ، مثل یک کارخانه یا معدن یا ...، اشکالی داره؟

آیا یک آقا یا یک خانم  پس از ازدواج می تواند یک ارتباط عاطفی با جنس مخالف داشته باشه ؟ سطح این ارتباط را مثال بزنید؟ حدودش چقدر است؟

آیا برای یک خانم  دست دادن به یک اقوام نزدیک مثل پسر عمه را می پذیرید؟

آیا خنده ، شوخی، و سر به سر گذاشتن یک آقایی را که ازدواج کرده با خانمهای دوست و فامیل را قبول دارید، یا همین مورد را در مورد خانمها می پذیرید؟

و صدها سئوال از این دست که تمرکزشان بر جزئیات هست؟ یعنی مثالهایی که در زندگی های مختلف کم و بیش ممکن است پیش بیاید.

(این به شما بستگی دارد که سئوالهای را جزئی و با مثال و متناسب با حال و احوال خود طرح کنید)

4-  حال که در بند یک متوجه شدیم سئوال کلی نباشه و قابل انعطاف باشه و از پاسخ سئوالات قبلی در بیاید و در سئوال دوم هم جزئی سازی و شفاف سازی را گفتیم نوبت به این می رسد که این سئوالات جزئی و دقیق و عملیات را حول چه محورهایی تهیه کنیم.

بعضی از مهمترین محورها اینها هستند 

الف) سئوالات در خصوص مسئولیت پذیری و انجام وظایف فرد

مثلا شغلش، تحصیلاتش، وظایف دوستی و خانوادگی که به گردن داشته و .....

یعنی ما نمی پرسیم آیا شما مسئولیت پذیرید یا نه ، ما سئوالات دقیقی را نسبت به زندگی قبلی فرد طرح می کنیم که در صددیم که آیا فرد مسئولیت پذیر بوده است یا نه ؟

مثلا:

شما در چه تاریخی سرباز شدید، کی به سربازی رفتید؟ آیا غیبت هم داشتید؟

آیا در انجام کارها در خانواده با پدر و مادرتان مشاجراتی داشتید، آیا آنها کارهایی را به زور از شما می خواستند؟ رفتار همکارنتان با شما چگونه است؟ ( معمولا افرادی که با خانواده و همکار و ...، دیگران مشاجره دارند و ناسازگارند کسانی هستند که نسبت به انجام وظایف و مسئولیت های خود کوتاهی می کنند)

ب ) سئوالتی در مورد ثبات فکری و احساسی فرد

مثلا:

با سئوالتی متوجه شوید که آیا او شغل عوض کرده است؟ رشته تحصیلی خود را جابجا کرده؟ آیا با دوستان هر چند وقت یکبار قطع رابطه می کند؟ آیا به تناسب سنش چه چیزی اندوخته ؟ مثلا یک آقای 27 ساله چه میزان تحصیلات داره ، چه میزان سرمایه داره ، چه میزان تخصص داره و ....؟ چون این فرد حداقل 7 سال از بهترین زمان جوانی را در اختیار داشته در ازای آن چه اندوخته است؟ ( این سئوال با سئوالات سنتی والدینی که فقط به داشته های فرد توجه دارند متفاوت هست، مثلا ممکن است این فرد 7 سال کار کرده و سرمایه خود را خرج درمان پدر بیمارش کرده و اکنون هیچ ندارد ، ولی این فرد با ثبات هست. چون داشته هایش برای ما مهم نیست ، بلکه گذران عمرش و ثباتش در کار و زندگیش برای ما مهم هست)

-  کسی که معلوم نیست جوانی خود را چه کرده ، نه تحصیلاتش مشخصه، نه سرمایه اش و نه هنر و تخصصش ، این نقطه منفی در ثبات اوست.

- همچنین سئوال از رابطه های عاطفی او به طور مشخص مهم هست. آیا او دوست پسر یا دختری داشته؟ چند تا؟ تا چه اندازه در این رابطه ها پیش رفته است؟ و....،

ج ) انعطاف پذیری

این بند هم بسیار مهم هست، ما باید با طرح سئوالاتی متوجه بشویم این فرد تا چه میزان خاصیت لاستیکی و کششی دارد و حاضر به انعطاف و تغییر در نظراتش هست.

به این سئوال توجه کنید:

اگر ما آماده شده ایم به یک مسافرت راس ساعت 18 برویم، ناگهان تلفن زنگ می زند و یکی از اقوام که از شهرستان آمده اند، خواهان آدرس دقیق منزل ما هستند که به میهمانی ما بیایند، در این هنگام شما چه کار می کنید؟

نحوه پاسخگویی به این سئوال مهم هست نه خود جواب.

اگر فرد بگوید به آنها می گوییم برنامه مسافرت داریم و نمی توانیم در خدمت شما باشیم.( این نشانه عدم انعطاف هست)

اگر فرد بگوید به آنها می گوییم قدمتان روی چشم بفرمائید( این هم نشانه عدم انعطاف هست)

در حالیکه فرد منعطف به راههای دیگری به غیر از بلی یا خیر نیز توجه دارد. مثلا می گوید:

باید ببینم سفر ما چقدر اهمیت داره؟ آن فامیل کیست؟ ضرورت میهمانی او چیست؟ تاثیر رفتن به این سفر روی ما چقدر هست؟ و ....، یعنی بررسی همه جوانب  و جوابی شبیه این:

به او می گوییم قصد سفر داریم، اما خیلی دوست داریم در خدمت شما باشیم ، لذا تا ساعت

18 که وقت حرکت ماست می توانیم در خدمتتون باشیم. یا اینکه ما می توانیم هفته آینده این سفر را برویم لذا خوشحال می شویم در خدمتتون باشیم.

( فراموش نکنید اینها مثال هستند، شما می توانید مسائل دیگری را طرح کنید ، حتی گذشته فرد هم نشان می دهد که او در برابر مشکلاتی که در حوزه شغلی ، تحصیلی و خانوادگی داشته هست تا چه اندازه انعطاف پذیر و سازگار بوده است)

نکته مهم اینست که از نشانه های عدم انعطاف پذیری، عدم رابطه صحیح فرد با خانواده ، دوستان، همکاران و ...هست. یعنی کسی که نتوانسته است نسبت به خواسته های خود در قبال والدینش انعطاف نشان دهد، حتما در برابر همسر هم دارای انعطاف نخواهد بود.

د) تقسیم وظایف و نقش زن و مرد

شما می توانید با مثالهایی کارهایی را که در خانواده هست را مطرح کنید و از طرفتون بخواهید بگوید چه کسی این کارها را باید انجام دهد. خرید، تصمیم گیری، کارهای منزل ، نگهداری بچه ، ادامه تحصیل، تفریحات و ....

هـ) مسائل اقتصادی خانواده

این بند هم باید با سئوالات ریز و جزئی همراه باشد. مثلا میزان خرجی که برای جشن عروسی در نظر دارید و نوع تالار آن را مشخص کنید؟ محل مسکونی چگونه است ، کجاست؟ مشترک هست ؟ شخصی هست؟ اجاره ای هست؟ موقعیت جغرافیایی آن ؟

درآمدهای زن و مرد چگونه در خانواده هزینه می شود؟ تصمیم گیرنده کیست؟

و) میزان استقلال یا وابستگی فرد

مثالهایی فرضی بزنید که مثلا شما دوست دارید در شهر دیگری زندگی کنید، نظر او را جویا شوید؟

سئوالهای فرضی مطرح کنید که مادر و پدر شما یا مادر و پدر وی توصیه ای به شما دارند، شما باید چگونه با آنها برخورد کنید.

یا سئوالهایی از این قبیل: فکر می کنید هر چند روز یکبار باید به خانواده هایمان یا اقوام خود سر بزنیم؟

یا سئوالهایی از این دست که آیا پس از ازدواج مسافرت یا تفریح یکی از همسران بدون طرف دیگر به همراه دوست را می پذیرید؟ چند بار در سال یا ماه؟

ز) صفات شخصی و روانی:

افسردگی، پرخاشگری، اضطراب، وسواس، سوء ظن، زودرنجی، کج خلقی، تنهایی، ترس ها، سابقه های بستری و درمان و .... جزء مهمترین مسائلی هست که باید بررسی شود،( شاید بررسی این بند یکی از ضرورتهایی هست که دختر و پسر باید به روانشناس مراجعه کنند). اما اگر خودشان قصد بررسی داشتند باید نشانه های این اختلالات را بشناسند، و با سئوال و دقت در نشانه ها و علائم این اختلالات پی به مشکل ببرند.

همچنین صفاتی مثل خسیس بودن( حسابگر)، ولخرج بودن( دست و دلباز)، بی خیال (اجتماعی بودن )،  منزوی و بی علاقه به تفریح،  (اهل تفکر و مطالعه بودن)، پیگیر بودن( سمج)، سهل انگار نبودن( سخت گیر نبودن)و ....، جزء مسائلی هست که می تواند با مثالهای عملیاتی پرسیده شود. فراموش نکنید در سئوالات باید معادل مثبت صفات را که در پرانتز قرار دادم بپرسید، چون ممکن است فرد موضع بگیرد. مثلا شما به فرد بگوئید شما بیشتر حسابگر هستید یا دست و دلباز ؟ تا فرد هر کدام را انتخاب کرد احساس بدی نداشته باشد.

ح) مسائل اعتقادی و اخلاقی:

این سئوالات را بر اساس آنچه خود هستید، باید طراحی کنید، اگر به مواردی اعتقاد ندارید، باید با طرح سئوالهای متناسب و ریز بررسی کنید که فرد مقابل در این زمینه در تعارض با شما نباشد مثل مسئله حجاب که توضیح دادم.

این سئوال را دقت کنید:

آیا وقتی ما در دورن و در دلمون خدا را قبول داریم و رفتار خوبی داریم ، حتما باید دقیقا نمازمان را هم سروقت بخوانیم، حالا اگر نخواندیم مشکلی پیش می آید؟

آیا آرایش خانم بیرون از منزل مشکلی ایجاد می کند؟

آیا شما هم با این موافقید که  خانمها برای بیرون رفتن از منزل باید از شوهرانشان اجازه بگیرند؟

چه وقت می شود دروغ گفت؟ دروغ مصلحتی چیه؟ چند تا مثال از دروغهای مصلحتی؟

ط) دوستان

اگر بتوانید از طریق سئوال یا تحقیق بر دوستان فرد احاطه پیدا کنید و مورد شناسایی قرار دهید ، مسائل زیادی در مورد همسر آینده خود متوجه خواهید شد.

سئوالاتی از این قبیل چند تا دوست صمیمی دارید؟ ( تعداد زیاد آن نشانه برونگرا بودن و تعداد کم آن نشاندهنده حساسیت ، زودرنج بودن و درونگرا بودن هست)

با کدام دوستت صمیمی هستید و او چه خصوصیت جالی داره؟( پیش بینی اینکه اگر بخواهی در آینده خیلی خوب در کنار آن طاقت بیاوری باید چنین باشی)

با کدام دوستت ارتباط کمتری داری ، یا خوشت نمی آید، چه صفاتی داره؟ ( مهم از این نظر که اگر چنین هستی، در زندگی با این فرد مشکل دار خواهی شد)

ی) خانواده فرد

سئوالات دقیق از خصیصه های مختلف خانواده و تعلقات آنها ، تحصیلات، فرهنگ، شغل ، و فرزندان دیگر خانواده که ازدواج کرده اند و نحوه ارتباط عروسها و دامادههای آنها با خانواده و ...، هم به شناسایی شما نسبت به این خانواده بیشتر کمک می کند.

ک) بیماریهای جسمی، معلولیت ها و .... در فرد و خانواده اشان

این مورد باید مستقیم سئوال شود. خیلی ها در جلسات شناسایی دروغ نمی گویند، اما ملزم به این نیست که همه چیز را بگویند. مثلا اگر بپرسی شمابیماری مزمن یا حادی داشته ای؟ جواب صحیح می دهند، اما اگر نپرسی ضرورتی برای توضیح این موارد در خود نمی بینند.

( البته اگر سلامتی جسمی همسر آینده اتان در تصمیم گیری اتان موثر هست)

ل) برنامه تفریحات، سرگرمی و برنامه ها برای ارتباطات درون خانواده

شما باید متوجه بشوید همسر آینده شما، خانواده را فدای کار می کند، یا کار را فدای تفریحات و خوشگذارنی می کند یا ....

سئوال در مورد تفریحات قبلی او نیز به شما نموداری از روش او را ارائه می دهد.

م ) و سئوالات زیادی در مورد هر یک از معیارهای ازدواج که به صورت عینی و دقیق و انعطاف پذیر و شفاف طرح شود را می توان مطرح کرد. هماطور که قبلا گفته بودم، باید مفاهیم تئوری و زیر بنایی معیارهای ازدواج را خوب بشناسید تا خوب بتوانید بر اساس آن نسبت به فرد مقابل خود شناسایی حاصل کنید، ب

از این دیدگاه بخوانید که بر اساس بندهای آن سئوالات عینی در بیاورید و متوجه شوید ، آیا همسر شما زمان ازدواجش فرا رسیده است، یا فردی هست از نظر احساس و فکری کودک و از نظر سنی بالغ)

در خاتمه توصیه دیگری هم دارم.

از آنجا که خیلی مسائل شناسایی در ازدواج مهم هستند، اگر بتوانید به همراه هم به مشاور خانواده مراجعه کنید، و نظر او را نیز بگیرید، کمک زیادی در تصمیم گیری به شما می شود

  نظرات ()
کتاب هایی مفید برای ازدواج نویسنده: محمد حسین آسوده - ٩ خرداد ۱۳۸۸

 

     

 

1.      آموزش مهارت‌های ارتباط زناشویی ، انتشارات رشد، ترجمه فرشاد بهادری

2.      عشق یعنی ( برای آقایان) ، کازالی ، اشرف رحمانی

3.      عشق یعنی ( برای خانم ها) ، کازلی، اشرف رحمانی

4.      قصۀ عشق ، استرن برگ ، ترجمۀ علی اصغر بهرامی

5.      آیا تو همان گمشده‌ام هستی؟  بارباراآنجلس

6.      اصول صحیح همسر‌یابی ، بارباراآنجلس،هادی ابراهیمی، انتشارات نسل نو اندیش

7.      رازهایی برای مردان ،  بارباراآنجلس، هادی ابراهیمی، انتشارات نسل نو اندیش

8.      رازهایی برای زنان ، بارباراآنجلس،هادی ابراهیمی، انتشارات نسل نو اندیش

9.      تمرکز روی هدف نویسنده برایان تریسی

10. هیچ کس کامل نیست ، ترجمه پریچهر معتمد گرچی

11. یک عاشقانه آرام , نادر ابراهیمی

12. چهل نامه کوتاه به همسرم،نادر ابراهیمی

13. عشق و شور زندگی ، باربارا آنجلس، هادی ابراهیمی، انتشارات نسل نو اندیش

14. لحظه های ناب برای عشاق،‌باربارا آنجلس، هادی ابراهیمی، انتشارات نسل نو اندیش

15. چرا مردها هرگز به یاد نمی آورند و زنها هرگز فراموش نمی کنند. ترجمه مهدی قراچه داغی ، نشر اوحدی

1.      16. راهنمایی و مشاوره قبل از ازدواج (‌گفتگوی عاقلانه, زندگی عاشقانه) ( همسر یابی مسابقه عقل آزمایی است نه بخت آزمایی مجموعه سوالاتی برای برای شناخت متقابل : مولف : ابراهیم نعیمی نظام آباد ،انتشارات روانسنجی

 

  نظرات ()
راز یک عاشق تمام عیار شدن زیبا بودن از درون است نویسنده: محمد حسین آسوده - ۸ فروردین ۱۳۸۸

روان پژوهان نشان داده اند در حدود 90 ثانیه تا 4 دقیقه زمان لازم است تا شما درباره عشق کسی تصمیم گیری نمایید.

 

 

تحقیقات گویای این مطلب میباشند:

 

%55 از طریق زبان جسمانی علاقه پدید می آید

%38 از طریق لحن صدا و سرعت سخن گفتن

فقط %8 از طریق گفتگو عاشق میشوند

3 مرحله عشق

 

روانشناسان برای عشق سه مرحله پیشنهاد نموده اند: شهوت، مجذوبیت و تعلق. هر کدام از این مراحل بدلیل وجود هورمونها و مواد شیمیایی خاصی ایجاد میشوند.

 

مرحله 1: شهوت

 

این اولین مرحله عشق بوده و در هر دو جنس زن و مرد بدلیل وجود هورمونهای جنسی استروژن و تستسترون پدید می آید.

 

مرحله 2: مجذوبیت

 

زمانی شگفت انگیز، هنگامیکه به عشقی حقیقی مبتلا شده اید و بسختی میتوانید به دیگران فکر کنید. دانشمندان بر این باورند که سه انتقال دهنده عصبی اصلی در این مرحله دخیل میباشند: آدرنالین، دوپامین و سروتونین

 

آدرنالین

 

مراحل ابتدایی علاقمندی به یک فرد باعث فعال شدن واکنشهای استرس زا و افزایش سطح آدرنالین و کرتیزول در خون می گردد. این فرآیند تاثیر فریبنده ای در فرد ایجاد میکند: وقتی او را برای اولین بار می بینید بدنتان عرق می کند، قلبتان سریعتر میتپد و دهانتان خشک میگردد.

 

دوپامین

 

یک زوج تازه ازدواج کرده تحت معاینه مغزی قرار گرفتند و مشخص گردید که میزان سطح دوپامین که نوعی انتقال دهنده عصبی بشمار میرود در آنها بالا است. این هورمون از طریق رهاسازی حس شدیدی از لذت، باعث تحریک میل و رغبت در شخص میگردد. این دقیقاً همان تاثیری است که بعد از مصرف کوکائین در مغز بوجود می آید!

 

نتایج آزمایشات دال بر وجود مقدار قابل توجهی از دوپامین در اغلب زوجین میباشد: افزایش انرژی، کاهش نیاز به خواب و غذا، حواس متمرکز و لذتی مطبوع در کوچکترین جزئیات رابطه.

 

سروتونین

 

و در انتها سروتونین، یکی از مهمترین هورمونها، که باعث میگردد بسیار زیاد به معشوقتان فکر کنید.

 

آیا عشق شیوه تفکرتان را تغییر می دهد؟

 

در یک بررسی علمی مشخص شد که در مراحل اولیه ایجاد عشق ( مرحله مجذوبیت ) نحوه فکر کردن دچار دگرگونی شگرفی می شود. از بیست زوج جوان که ابراز علاقه بسیار شدیدی نسبت به هم می نمودند، دعوت بعمل آمد تا مشخص گردد که آیا مکانیزم تفکر دائمی به معشوق در مغز با مکانیزمی که باعث بروز اختلال وسواس فکری-عملی میشود ارتباطی دارد یا خیر.

 

با تحلیل نمونه های خونی گرفته شده معلوم گردید که میزان هورمون سروتونین در زوجهای جوان با سطوح پایین این هورمون در بیماران وسواس فکری-عملی برابری میکند.

 

عشق نیاز به ناپیدایی دارد

 

افرادی که بتازگی عاشق هم شده اند صورتی خیالی، شاعرانه و ایده آل به شریک زندگیشان می بخشند، محاسنشان را بزرگ نمایی نموده و عیوبشان را می پوشانند.

 

 

همچنین زوجهای جوان، خودِ رابطه را نیز متعالی جلوه می دهند و تصور میکنند که رابطه شان از هر زوج دیگری صمیمی تر و زیباتر است. روانشناسان معتقدند که ما به چنین نگرش خالصانه ای نیازمندیم. این نگرش باعث میگردد، تا زمان وارد شدن به مرحله بعدی عشق، یعنی تعلق، در کنار یکدیگر باقی بمانیم.

 

مرحله 3: تعلق

 

تعلق ضمانتی است که زوجین را متعهد میکند برای بچه دار شدن و پرورش آنها به اندازه کافی در کنار هم زندگی کنند. دانشمندان تصور میکنند که دو هورمون اصلی در رابطه با ایجاد حس تعلق دخیل هستند: اکسیتوسن و واسوپرسین.

 

اکسیتوسین - هورمون نوازش

 

اکسیتوسین هورمونی قدرتمند است که توسط زنان و مردان در حیم ارگاسم ترشح میشود. این هورمون احتمالاً حس تعلق را عمیق تر نموده و باعث میگردد زوجین بعد از اتمام رابطه جنسی بیش از پیش نسبت به هم احساس نزدیکی کنند. مطابق با این نظریه، هر قدر زوجین بیشتر رابطه جنسی برقرار کنند، پیوستگی و صمیمیت بین آنها نیز بیشتر خواهد شد. اکسیتوسین هنگام زایمان نیز ترشح شده و به ایجاد پیوند عاطفی قوی بین مادر و کودک، کمک شایانی می نماید. یکی دیگر از وظایف این هورمون خروج اتوماتیک شیر از سینه مادر در هنگام گرسنگی کودک است.

 

یک استاد روانشناسی نشان داد که اگر ترشح طبیعی هورمون اکسیتوسین در گوسفندان و موشها متوقف شود، آنها تازه متولدین خود را پس خواهند زد.

 

بطور عکس، تزریق اکستوسین به موشهای ماده ای که هیچگاه رابطه جنسی نداشتند، باعث دوستی کردن آنها با نوزادان موشهای دیگر گردید. موشهای ماده این نوزادان را گونه ای مراقبت میکردند که گویی متعلق به خودشان است.

 

واسوپرسین

 

واسوپرسین یکی دیگر از هورمونهای مهم در مرحله تعهد بلند مدت است و بعد از رابطه جنسی ترشح میگردد.

 

واسوپرسین (هورمون ضد ادرار) به همراه کلیه ها جهت کنترل تشنگی کار میکند. نقش بالقوه این هورمون در روابط بلند مدت زمانی که محققان مشغول مشاهده رفتارهای موشهای صحرایی بودند مشخص گردید.

 

موش های صحرایی در روابط جنسی که لزوماً برای تولید مثل نبود، بیشتر شرکت میکردند. آنها همچنین - همانند انسانها - رابطه زوجیت مستحکم تر و پایدارتری را بنا مینمودند.

 

زمانیکه به این موشها داروی متوقف کننده اثر واسوپرسین خورانده می شد، بدلیل از بین رفتن صمیمیت و عدم مراقبت احساسی از جفت، ارتباط آنها با جفتشان بسرعت قطع میگشت.

 

و در نهایت... چگونه عاشق شویم

 

شخصی کاملاً غریبه را بیابید.

به مدت نیم ساعت اطلاعاتی صمیمی درباره زندگیتان در اختیار یکدیگر قرار دهید.

سپس به مدت چهار دقیقه بدون اینکه حرفی بزنید عمیقاً به چشم های هم خیره شوید.

یک روانشناس مشهور که در حال مطالعه دلایل عاشق شدن انسانها میباشد، از چندین زن و مرد درخواست کرد تا سه مرحله بالا را انجام دهند و متوجه گردید که بسیاری از زوج ها بعد از یک آزمون 34 دقیقه ای عمیقاً احساس مجذوبیت می نمودند. دو زوج مورد مطالعه وی بعدها با یکدیگر ازدواج کردند.

آیا تا کنون از خود پرسیده اید که عشق بعد از ازدواج به کجا می رود ؟

عاشق شدن آسان است . اما عاشق ماندن سخت ، همه ما دوست داریم عاشق شویم ، هیچ کس دوست ندارد بدون عشق زندگی کند . با این حال این اتفاق خواهد افتاد و هنگام بروز ضربه ی روحی شدیدی به شما میزند . درذهنتان به زمانی درزندگیتان برگردید که عاشق کسی بودید به نظر می رسد عاشق شدن آسان است نه؟ اما اینطور نیست !

 

آن روزها اشتباهات و کاستی ها او هم به نظر جالب و بامزه بود به یاد آوریدکه چقدر مشتاق بودید باهرکسی درمورد او صحبت کنید واو هرگزبرای شما خسته کننده نبود. اکنون آن چه شد ؟ چه وقت آن شخصیت جذاب و دوست داشتنی دل آزرده شد ؟ چه طور هیجان و جذابیت او تبدیل به ملال و دلزدگی شد و چرا احترام و اعتماد تبدیل به رنجش و آزردگی شد ؟ تمام این صحبتها این پرسش رادرذهن ایجادمی کند ((( چرا عشق راازدست می دهیم ؟ )))اولین چیزی که دراین هنگام به ذهنتان خطور میکند این است که مقصر شخص مقابلتان است از نظرشما این اوست که تغییر کرده است . اما باید بدانیم که راز عاشق ماندن این است که یادبگیریم که چطور عشق رادرهر زمان ایجاد کنیم . اگر یادنگیریم که چگونه عشق را به طورسازنده استفاده کنیم آن وقت عشق شما زایل خواهد شد و اشتباهات شما بارها و بارها تکرار خواهد شد . پس به یاد داشته باشید که داشتن یک رابطه سالم چه تاثیرات سازنده ای را برایتان درزندگی به ارمغان خواهد آورد از جمله :

 

1- عشق به شما از نظر روحی و جسمی انرژی می بخشد .

 

2- یک رابطه صمیمانه و سالم درزندگی گرایشی سالم و پرشورایجاد می نماید .

 

3-وقتی درزندگی شاد و خوشحال و عاشق هستید به فردا امیدوارید .

 

4- عشق و رابطه سالم احساس گذشت و بزرگواری رادرشما زنده می کند و شما را قادر خواهد ساخت که اطرافیانتان را در غنای درونی خود سهیم نموده و این شما را بسیار دوست داشتنی می نماید .

 

5- یک رابطه خوب عزت نفس بالایی به شما می دهد .

 

6- یک رابطه موفق شمارانسبت به زندگی دلگرم می نماید و باعث آرامش و آسایش درونی شما خواهد شد .

 

7- وقتی احساس می کنید دوستتان دارند و وجودتان سرشار از صلح و آرامش است این احساس امنیت را برای شما ایجاد می نماید .

 

درنهایت باید گفت ایجاد عشق یک هنر و علم است ، درست مانند درست کردن یک غذا و یا نواختن یک ساز نیاز به مهاذت و تمرین دارد و تا زمانیکه روی آن کارنکرده باشید که تسلط برآن کافی باشد موفق نخواهیدبود چون عشق یک معما باقی خواهد ماند و تازمانیکه شما خودرامکلف به حل این معما و آموختن مهارت عشق ورزی ننمایید حل نخواهد شد .

 

 

 

راز یک عاشق تمام عیار شدن زیبا بودن از درون است

  نظرات ()
نقش تعیین کننده دو سال اول زندگی مشترک نویسنده: محمد حسین آسوده - ۸ فروردین ۱۳۸۸
 
بررسی های انجام شده نشان می دهد بطور متوسط، زوجهایی که قبل از 18 سالگی ازدواج میکنند طی دوسال اول ازدواج از یکدیگرجدا میشوند. از طرفی دیگر زندگی مشترک زوجهای بزرگسال به طور متوسط طی هفت سال اول به طلاق می انجامد.

تحقیقات جدید نشان میدهد که نتیجه دراز مدت یک زندگی مشترک بین بزرگسالان را میتوان بر اساس اینکه این زوج در 2 سال اول زناشویی خود تا چه حد خوب عمل کرده و رابطه آنان تا چه حد دستخوش تغییر شده است، پیش بینی نمود.

در واقع پیش درآمد یک طلاق زودرس از همان روزهای اول و اظهار علاقه طرفین، در رابطه وجود دارد ولی در اکثر موارد همسران نشانه ها را نادیده میگیرند و با علاقه تمام امیدوارند که پیمان و عهد زناشویی هرگونه مشکلی را از راه آنان برخواهد داشت. غافل از اینکه "عشق افسانه ای" و اشتیاق طوفانی دوران آشنایی همیشه به معنای پایدار بودن زندگی مشترک نیست؛ اینها میتوانند نشانه شکست نهایی این ازدواج باشند.

هنگامی که من تازه کار خود را در مرکز بهداشت روانی آغاز کرده بودم، وارد اتاق یکی از خانمهای همکارم شدم و متوجه شدم که او به دسته ای گل سرخ زیبا خیره شده و در عالم رویا غرق شده است.

- پرسیدم چه کسی این گلهای زیبا را فرستاده؟
- او بدون اینکه از عالم خیال پردازی خود خارج شود گفت: "شوهرم؛ این هفتمین بار است".
- من ذوق زده گفتم: "به به، خیلی ها بعد از هفت سال دنبال جدایی هستند و تو هفت شاخه گل سرخ هدیه گرفتی، هفتمین سالگرد عروسیت مبارک."
- او برای اولین بار در طی این گفتگو به من نگاه کرد و گفت: "ما هفت ماه پیش ازدواج کردیم و او هرماه در این روز برایم گل میفرستد."

خوب، همانطور که میتوانید حدس بزنید آنها قبل از پایان سال دوم از یکدیگر جدا شدند، حدود یک ماه بعد دوباره به هم پیوستند و باز هم جدا شدند. این بازگشت و جدایی چند مرتبه تکرار شد تا اینکه این زوج قبل از چهارمین سال ازدواج خود رسما از یکدیگر طلاق گرفتند.

متاسفانه بعضی از همسران معیارهای رابطه خود را در سطح بسیار بالایی قرار میدهند، تا حدی که این اوج رابطه به نظر ساختگی میرسد. هرچند آنها نمیتوانند برای مدتی طولانی این معیار بالا را در عملکرد و اشتیاق خود نسبت به یکدیگر حفظ کنند، اما توقعات آنها از یکدیگر همچنان در سطحی غیر واقعی قرار دارد. این همسران برای برآورده کردن این توقعات کوشش میکنند اما در نهایت خسته، عصبی و نسبت به یکدیگر بی علاقه میشوند. در این مرحله، طلاق تنها راه حل ممکن به نظر میرسد.

در جامعه ما هنوز ازدواجهای زیادی به صورت سنتی و همراه با مراسم خواستگاری انجام میگیرد که بدون آشنایی قبلی دختر و پسر و تدارک دیده شده توسط خانواده هاست. هرچند به عقیده بسیاری از از افراد به خصوص ساکنان کشورهای اروپایی و آمریکا عجیب به نظر میرسد، اما چنین ازدواجهایی معمولا پایدار هستند.

یک مردم شناس فرهنگی با مثال جذابی ازدواجهای غربی و شرقی را مقایسه نموده است. به گفته او ازدواج مانند یک کتری آب است، زوجهای غربی زمانی ازدواج میکنند که کتری داغ شده و آب آن به جوش آمده است، پس از ازدواج آتش خاموش شده و این کتری به سرعت سرد میشود.

اما در شرق، زن و مرد پس از ازدواج هیزم جمع میکنند، آتش را روشن کرده و کتری را کم کم گرم میکنند. هنگامی که کتری به جوش میاید و سپس رو به سردی میرود، زندگی نیز به آخر رسیده است.

نتایج یک تحقیق
تد هاستون (Ted Huston) روانشناس، زوجهایی را از روز ازدواج تا 13 سال بعد مورد مطالعه قرار داده است. تعدادی از یافته های با ارزش هاستون را در زیر میبینید:

1. عده بسیاری از تازه عروس و دامادها فاصله زیادی از عبارت خوشبینانه : "عشاق سعادتمند" دارند.

2. زوجهایی که ازدواجشان با سعادتی همه جانبه و رومانتیک آغاز شده است، مستعد طلاق زودهنگام هستند زیرا ادامه چنین روند شدیدی بسیار مشکل است. ازدواجهایی که با "عشقهای سینمایی" آغاز شوند، آینده مشکوکی دارند.

3. احتمال موفقیت و آینده روشن در ازدواجهایی که کمتر به عشقهای سینمایی شباهت دارند، بیشتر است.

4. زن و شوهرهایی که زندگی زناشویی کم زرق و برقی دارند نیز رابطه ای طولانی و ماندگار دارند زیرا در زدگی آنها هیچ چیز "عظیمی" مانند عشق بی پایان، اشتیاق فراوان، انتظارات بزرگ و رویاهای دور و دراز وجود ندارد تا به مرور زمان تحلیل رفته و دو طرف را دلسرد کند.

5. آنچه یک زوج را به سوی طلاق سوق میدهد مشاجره و کشمکش نیست، بلکه از میان رفتن عشق و عاطفه است.

همسرانی که در مدت دو سال اول زندگی مشترک، به تدریج از میزان محبتشان کاسته شده و احساسات منفی و منتقدانه آنها افزایش میابد، رو به جدایی میروند. زندگیهای مشترکی که زمان بیشتری دوام میابند آنهایی هستند که همسران نسبت به یکدیگر احساسات منفی کمتری داشته، نظر مثبتی به وجود یکدیگر دارند و از عشقی پابرجا برخوردارند.

عشاق در دوران اولیه آشنایی همواره در بهترین شکل ظاهری و باطنی خود ظاهر میشوند. پس از پیمان ازدواج، این وجود بی نقص محو شده و خصوصیات واقعی شخصیتشان بروز میکند. سرخوردگی ناشی از این دوگانگی میتواند به سرعت به جدایی منتهی شود. یک زوج برای حفظ یک زندگی مشترک باید بدانند که از ظاهر هر چیز قضاوت نکنند. یک رابطه مداوم با احساساتی پایدار و مقدار کافی اغماض و بردباری در هر دو طرف میتواند تا مدتهای مدید ادامه یابد.

نوشته دکتر ویجی شارما Vijai P. Sharma, Ph.D
  نظرات ()
مطالب اخیر ردینگ دوم (reading) آزمون msrt شهریور 1395 دانلود رایگان و نقد فیلم معمایی در حیطه مسایل روحی و روانی (K-PAX) معرفی فیلم با موضوع روانشناسی کودک دانلود رایگان کتاب هفت قانون طلایی برای ازدواج دانلود رایگان روش تحقیق: راهنمایی برای دانشجویان دکتری و افراد حرفه ای دانلود رایگان کتاب مروری جامع بر نظریه های مشاوره و رواندرمانی دریافت رایگان مقالات علمی از تمامی دیتابیس ها و کتابخانه های علمی دانلود رایگان کتاب پژوهش در کلنیک های مشاوره رواندرمانی دانلود رایگان کتاب روانشناسی هیجان دانلود رایگان کتاب رواندرمانی مبتنی بر ذهن آگاهی و پذیرش
کلمات کلیدی وبلاگ کتاب (٤۸) مقاله (٢٠) ازدواج (۱۸) دانلود رایگان کتاب (۱٤) ایبوک (۱۱) خانواده (۸) خانواده درمانی (٧) سوالات دکتری (٧) ای بوک (٦) زوج درمانی (٦) رضایت زناشویی (٥) همایش مشاوره و دین (٤) پرسشنامه (٤) مشاوره ازدواج (٤) روش تحقیق (٤) کودکان (٤) مشاوره خانواده (٤) چکیده مقاله (۳) نظریه های مشاوره (۳) همایش (۳) ازدواج موفق (۳) خواندنی (٢) تفاوت های زن و مرد (٢) مهارت های زندگی (٢) پیشرفت تحصیلی (٢) ر وابط زناشویی (٢) مشاوره ره خانواده (٢) تفکر انتقادی (٢) موفقیت زناشویی (٢) شخصیت (٢) شادی (٢) کودک (٢) اعتیاد (٢) طلاق (٢) مشاوره (٢) ازدواج اج موفق (٢) کتاب خانواده درمانی (٢) زوجین خوشبخت (٢) الگوهای ارتباطی (٢) مشاوره گروهی (٢) ذهن آگاهی (۱) دین و فرهنگ و روانشناسی (۱) خانواده و مدهب (۱) منابع دکتری مشاوره (۱) فیلم روانشناسی (۱) رفتاری شناختی (۱) سایت دانلود مقاله (۱) راه حل محور (۱) فنون خانواده (۱) تکنیک های خانواده درمانی (۱) msrt (۱) شغل و شخصیت (۱) یادگیری فعال (۱) نظریه های مشاوره خانواده (۱) مشاوره زوج و خانواده (۱) بلوغ عاطفی (۱) هیجان مدار (۱) رفتاردرمانی عقلانی هیجانی (۱) مشاوره ره شغلی (۱) صمیمیت زناشویی (۱) هیجان (۱) نوجوانان (۱) ارتباطات (۱) خجالت (۱) زناشویی (۱) سلامتی جسم (۱) عذر خواهی (۱) دلبستگی (۱) ویژه نامه (۱) روانشناسی اجتماعی (۱) کتاب موبایل (۱) آسیب اجتماعی (۱) مهارت های اجتماعی (۱) کتاب رمان (۱) لبخند (۱) خودکشی (۱) کمرویی (۱) جوانان (۱) خدا (۱) تربیت (۱) بیماریهای روانی (۱) روایت درمانی (۱) همسر مناسب (۱) بازی کودکان (۱) مقاله ای اس ای (۱) زبان تن (۱) بیش فعالی (۱) تحقیقات جدید (۱) مجموعه مقالات (۱) علاقه دختر به پسر (۱) adhd (۱) دانلود رایگان مقاله (۱) مشاوره و دین (۱) نظریه های روانشناسی (۱) تعادل بین کار و زندگی (۱) روانشناسی شخصیت (۱) سلامت روان (۱) خانم ها (۱) روش مقاله نویسی (۱) تفاهم (۱)
دوستان من روانشناسی و مشاوره مشاوره ازدواج - مشاوره زناشویی مشاوره خانواده و تحصيلی همیار زندگی بهتر پرتال زیگور طراح قالب