هیچ چیز این زندگی پایدار نیست

هیچ چیز  این زندگی پایدار نیست

حتی بودن و نبودن ما

هیچ چیز این زندگی ماندنی نیست

حتی نگاههای سرد ما

هیچ چیز  این دنیا بودنی نیست

حتی تنهایی شبهای ما

   زندگی منشوریست که به اندازه هر طیفِ برون آمده از لؤلؤ آن

   رنگ در بطن وجودِ دل انسان آید .

    رنگی از جنس محبت یا عشق ، رنگی از جنس تنفر از رشک .

    زندگی ، کوچه ای بن بست است که اگر خرق کنی دیوارش ،

     در پس آن دیوار، کوچه ای دیگر  هست.

کوچه ای که شاید در کنار جویش کودکی بازیگوش با نوایی پر شور قایق              انداخته بر رود خیال ،

  ناخدایش گشته.

 زندگی چون گنجه ، مملو از رخت آویز،

که دمادم در آن همه مصداق بر این جمله  شوند

 که اگر نو به میان آید ، کهنه از یاد رود ".

    و در آن گنجه هنوز یادگارانی هست  ،

    هرچند اگر کهنه و فرسوده شدند ، مملو از خاطره های دورند.

خاطرات مادر که دمادم تا صبح با نگاهی پر مهر نگران بوده برای فرزند.

 یادگاران پدر که دمادم پرشور با دلی مالامال  از محبت و عشق نگران فرداست .

و در آن گنجه پر است از هرآن کس که کنار ما بود، و جز از خاطره اش رنگ در اعماق وجودمان  نیست.

 روزگاران پی هم میگذرند

دمی پلک زدن میخواهد که برآن خاطره ها پیوندیم .

/ 3 نظر / 13 بازدید
امین

سلام جالب بود موفق باشید

چارلی چاپلین : تا وقتی قلب عریان کسی را ندیدی بدن عریانت را نشانش نده! هیچ گاه چشمانت را برای کسی که معنی نگاهت را نمی فهمد گریان مکن. قلبت را خالی نگه دار و اگر هم یه روزی خواستی کسی را در قلبت جای دهی سعی کن که فقط یک نفر باشد. به او بگو که تو را بیش تر از خودم وکمتر از خدا دوست دارم . . زیرا که به خدا اعتقاد دارم وبه تو نیاز دارم .

چارلی چاپلین : تا وقتی قلب عریان کسی را ندیدی بدن عریانت را نشانش نده! هیچ گاه چشمانت را برای کسی که معنی نگاهت را نمی فهمد گریان مکن. قلبت را خالی نگه دار و اگر هم یه روزی خواستی کسی را در قلبت جای دهی سعی کن که فقط یک نفر باشد. به او بگو که تو را بیش تر از خودم وکمتر از خدا دوست دارم . . زیرا که به خدا اعتقاد دارم وبه تو نیاز دارم .